شيخ ذبيح الله محلاتى

325

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

ظاهر بوده و چشم پوشيدن از علوم باطنة كه بر خلاف ظاهر هر شريعتى است و چنين بود علم ائمهء طاهر بن بسموم مهلكه كه خوردند و معرفتى كه در حق قاتلين خود داشته‌اند البتّه بعلم باطن مىدانستند و مىشناختند ليكن و هم بامره يعملون پس آن واردات برحسب اختلاف حالات بوده و ثامنا دعاء حضرت امير در حق فضه خادمه بپاداش ادب و خدمتى است كه از فضه خادمه آن بركات كثيره ديده و فوائد وفيره يافته از علم و مال و اولاد و اين كلمه اللهم بارك دعاء از براى هر چيز با طلب زيادتى در مورد خاص با قيد و قرينه چنان كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر اسب لاغرى از جعيل بن اسحاق بتازيانه اشاره فرمود و اين كلمات گفت اللّهم بارك له فيها صاحب آن در اندك‌زمانى دوازده هزار درهم از آن اسب بهره و ربح برد و نظائر آن در معجزات و مناقب رسول خدا و ائمهء هدي لا تحصى است . و تاسعا انتساب و اضافهء فضهء خادمه بخودشان كه فرمود خداوندا بفضه ما بركت عنايت فرما بالاترين شرائف و فضائل است چنان كه در حق سلمان فرمودند سلمان منا اهل البيت پس هركس را بزرگان دين بخودشان نسبت دهند و بدان مباهات نمايند از جهت ايمان و ايقان و طهارت نفس و تقواي او است و فضهء خادمه بر تمام آن برحسب استعدادي كه داشت لياقت يافت كه مستحق دعاى خير گرديد و از اين خانواده محسوب شد كفى لها شرفا و فخرا شريك بودن فضه در مصائب اهل بيت ( ع ) معني متابعت اين است كه بنده نسبت بمولاى خود مقام تسليم و رضا را داشته باشد غلامى را آقاى او خريد و از او پرسيد چه مىخواهى گفت هرچه تو بخواهى پرسيد چه مىخورى گفت هرچه بخورانى پرسيد كجا مىخوابى گفت هركجا بخوابانى پرسيد چه مىپوشى گفت هرچه بپوشانى يعنى در جنب رضاى مولاى خود راى و اراده ندارم عليا مخدره فضهء خادمه را حال چنين بود گرسنه بود هنگامى كه ايشان گرسنه بودند تشنه بود هنگامى كه ايشان تشنه بودند نمىخوابيد هنگامى كه ايشان نمىخوابيدند