شيخ ذبيح الله محلاتى

320

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

امير المؤمنين فقال امير المؤمنين نحن نعرف اعظم من هذا ثم أومأ بيده فاذا عنق من ذهب و كنوز الارض ثم قال ضعيها مع اخواتها فوضعها و سارت حاصل ترجمه اين حديث شريف آنكه چون فضهء خادمة خدمت مقدس سيد اولياء و ابو الائمة الاصفياء رسيد و حالت فقر و تهىدستى آن خانواده را ديد بر ايشان بغايت حسرت و افسوس خورد در نزد وى دوائى اندوخته بود كه از آن مس را زر مىكرد چون فضه دختر پادشاه هند بود ولى بچه كيفيت در مدينه افتاده درست مطلب روشن نيست به جهت آنكه در زمان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم لشكر اسلام بهندوستان نرفته و آن اراضى در زمان عبد الملك بن مروان فتح شده است ولى ممكن است كه سلطان حبشه نجاشى در تحت بيرق اسلام وارد شده بود با ملك هند حربى كرده باشد و فضه را بغنيمت گرفته و آن را لايق خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دانسته بعنوان هديه فرستاده يا آنكه قيصر روم مكرر براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هديه مىفرستاد از جمله فضهء خادمه بوده يا آنكه آن مخدره نور اسلام در دلش تابيده و خودش را در معرض اسارت درآورده كه به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مشرف شود چنانچه عليامخدره نرجس خاتون همين عمل را كرد كه به خدمت امام حسن عسكرى عليه السّلام برسد كيف كان مطلب روشن نيست و اللّه العالم بحقايق الامور روىهم‌رفته با كمال مهر و محبت فضه خادمه براى جلوهء صنعت و حسن خدمت خويش قطعه‌اى از مس را گرفته آن را بدان دوا طلا كرده و بر مولاي خود عرضه داشت . آن جناب خندان بوى نگران شد فرمود اى فضة نيكوعملى است ولى اگر اين جسد را آب مىكردى رنگ آن نيكوتر و قيمت آن بيشتر بود و جسد اصطلاح است در اين زمان بين اهل كيمياء از براى فلذات معدنيه حجريه پس فضه عرض كرد مگر شما را از اين علم بهره است فرمودند آرى اين فرزند منهم مىداند و اشاره بسوى حضرت حسين عليه السّلام نمود پس حضرت سيد الشهداء نزديك آمد و وصف نمود كيميا را مثل وصف كردن امير المؤمنين عليه السّلام پس آن حضرت فرمود ما آل محمد بزرگتر و بالاتر اين را مىدانيم پس اشاره بيك