شيخ ذبيح الله محلاتى

311

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

كه اگر اجل مرا مهلت گذارد اين خدمت را به پايان رسانم و در سرپرستى فاطمه دقيقه‌اى تقصير ننمايم و چون مادر مهربان بخدمات او قيام نمايم اسماء گويد رسول خدا چون اين راز را از من بشنيد اشك از ديدگان حق‌بينش جارى گرديد و فرمود اى اسماء فاسئل اللّه ان يحرسك من فوقك و من تحت ارجلك و من بين يديك و من خلفك و عن يمينك و عن شمالك من الشيطان الرجيم تا آخر حديث كه مذكور شد . و بودن اسماء در زفاف فاطمهء ظاهرا اشتباه است چه آنكه اسماء قطعا در آن تاريخ در حبشه بوده است و اگر كسى بگويد آمده است بمدينه و مراجعت كرده است محتاج بيك دليل تاريخى است . و بعضى برآنند كه اسماء بنت يزيد بن سكن الانصارى بوده كه او هم زنى بسيار مجلله كه ترجمه او بيايد در محل خود ولى اين هم بسيار بعيد است براى اين كه اسماء بنت يزيد از زنان انصار و ساكن مدينه و در آن تاريخ معلوم نيست كه اين اسماء بشرف اسلام مشرف شده باشد و در مكه خدمت خديجه كبرى مشرف و استماع مقالات ام‌المؤمنين كرده باشد و الله العالم و اقرب بصواب فرمايش على بن عيسى اربلى است كه در كشف الغمة مىفرمايد زنى كه در زفاف فاطمه شرف حضور پيدا كرد أن سلمى بنت عميس زوجهء حمزة بن عبد المطلب خواهر اسماء بنت عميس بوده است و بعض روات سلمي را باسماء اشتباه كردند چون او اشهر اسما و اعرف آثارا بوده و سلمى نيز در و لا و محبت مثل خواهرش بوده است . روايت اسماء در قلادهء فاطمه ( ع ) مجلسى در عاشر بحار از صحيفة الرضا نقل كند قال عن الرضا عليه السّلام عن آبائه عن على بن الحسين عليه السّلام قال حدثتنى اسماء بنت عميس قال كنت عند فاطمة الزهراء جدتك فاذا دخل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم و في عنقها قلادة من ذهب كان