شيخ ذبيح الله محلاتى

252

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

اين هنگام فرشتگان باز شدند و رسول خدا از كوه حرا به زير آمد و انوار جلالش چنانش فروگرفته بود كه هيچ‌كس را امكان نظر بر او نبود و بر هر گياه و درخت كه مىگذشت به زبان فصيح مىگفت السلام عليك يا نبى اللّه السلام عليك يا رسول اللّه و گويند كه آن حضرت جبرئيل را بدان صورت ديد كه پاها بر زمين و سر بر آسمان داشت و بالهاى خويش را بگسترد چنان كه از مشرق تا مغرب را فراگرفته بود و در ميان هر دو چشمش نوشته بود لا إله إلّا اللّه محمد رسول اللّه چون آن حضرت بر او نگريست بترسيد ( فقال من انت رحمك اللّه فانى لم أر شيئا قط اعظم منك خلقا و لا احسن منك وجها فقال جبرائيل انا روح الامين المنزل الى جميع النبيين و المرسلين ) . پس رسول خدا اين راز را با خديجه در ميان نهاد خديجه اين حكايت را بورقه پسر عم خود برد و او بشارت داد كه اين ناموس اكبر جبرئيل است و اين اشعار بسرود و ان ابن عبد اللّه احمد مرسل * الى كل من ضمت عليه الاباطح و ظنى به ان سوف يبعث صادقا * كما ارسل العبدان نوح و صالح و موسى و ابراهيم حتى يري له * بهاء و منشور من الذكر واضح پس روز ديگر ورقه در طواف خانهء كعبه درك خدمت رسول خدا نمود با حضرت عرض كرد كه قسم بخداى كه تو پيغمبر اين امت باشى و زود باشد كه بقتال و جهاد مامور شوى كاش من زنده بودم و ترا همى نصرت كردمى پس پيش آمد و سر آن حضرت را بوسه داد و به آن حضرت ايمان آورد و در آن هنگام ورقه پير و نابينا بود پس از چند روزى وداع جهان گفت و اين سخن از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حق اوست كه فرمود لقد رايت القس فى الجنة عليه يثاب خضر لانه آمن بى و صدقنى و مقصود آن حضرت از قس ورقه بود چه قسيس و قس عالم نصارا را گويند و او از علماى نصارى بود و در ايمان به رسول خدا از همهء مردم مكه سبقت گرفت