شيخ ذبيح الله محلاتى
248
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
در هنگام زفاف فراز است پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دستارى حمراء بر سر بسته و جامه از قباط مصرى در بر نمود و غلامان بنى هاشم هريك شمعى و چراغى بگرفتند و مردم در شعاب مكه انبوه شدند و همى بدان حضرت نگران بودند و نور مباركش از زير جامه و جبين در لمعان بود . بالجمله آن حضرت با فرزندان عبد المطلب بسراى خديجه درآمد و بدان مجلس كه خديجه از بهرش كرده بود دررفت و قرار گرفت در اين وقت خديجه خواست تا خويشتن را بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ظاهر نمايد جامهء نيكو در بر نمود و تاجى از طلاى سرخ كه مرصع بدر و گوهر بود بر سر بست و خلخالها از ذهب خالص كه با فيروزه زينت كرده بودند در ساق داشت و قلايد بسيار از زمرد و ياقوت بر گردن بربست و بر رسول خداى برگذشت و زنان دفها بكوفتند آنگاه از بهر جلوهء ثانى دختران عبد المطلب بنزد خديجه شدند و نورى از ديدار او تابنده ديدند كه هرگز مشاهده نرفته بود و اين از فضل رسول خدا ظاهر گشت و خديجه زنى تمامبالا و سفيد و فربه بود كه بدان نيكوئى در عرب و عجم نظير نداشت در اين نوبت جامهء زرتارى مرصع بجواهر احمر و اخضر و اصفر و ديگر الوان در بر كرد و بر رسول خدا برآمد و صفيه دختر عبد المطلب در پيش روى او همىرفت و انشاء اين ابيات بنمود و زنان دفها همىكوفتند و در شعر با او مساعدت مىكردند ظاهرا نصف بيت اول را زنها تكرار مىكردند . جاء السرور مع الفرح * و مضى النحوس مع الترح لو ان يوازن احمد * بالخلق كلهم رجح هذا النبى محمد * لقريش امر قد وضح بمحمد المذكور فى * كل المفاوز و البطح ثم السعود لاحمد * ما فى مدائحه كلح انوار ناقدا قبلت * و الحال فينا قد نجح و لقد بدامن فضله * و السعد عنه ما برح صلوا عليه تسعدوا * و اللّه عنكم قد صفح