شيخ ذبيح الله محلاتى

236

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

و ان ترى ركبا بوادى الحما * سائلهم عنى و من لى بذاك نعم سروا و استصحبوا ناظرى * و الآن عينى تشتهي ان تراك ما فى من عضو و لا مفصل * الا و قد ركب منه هواك عذبتنى بالهجر بعد الجفا * يا سيدى ما ذا جزاء بذاك فاحكم بما شئت و ما ترتضى * فالقلب لا يرضيه الا رضاك * * * مشك از اشك بدوش مژه دارم شب روز * دارم از عشق تو من منصب سقائى را هزار جهد بكردم كه سر عشق بپوشم * نبود بر سر آتش ميسرم كه نجوشم ذكر تو از زبان من فكر تو از خيال من * چون برود كه رفته است در رك در مفاصلم مشتغل توام چنان كز همه چيز غافلم * مفتكر توام چنان كز همه خلق غايبم ما را ز آرزوى تو پرواى خواب نيست * سر جز به خاك كوى تو بردن صواب نيست بالجمله رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در جواب خديجه فرمود اى دختر عم ترا ثروت و مالى فراوان است و من مردي فقير و بىسامانم مرا زنى بايد كه در بضاعت چون من باشد تو امروز ملكه حجاز باشى و درخور ملوك هستى خديجه گفت اى سيد من اگر مال تو اندك است مال من بسيار است و من كه جان از تو دريغ ندارم چگونه از بذل مال رنجه شوم اينك من و آنچه مراست در تحت حكومت تو است و ترا بكعبه و صفا سوگند مىدهم كه ملتمس مرا پذيرفتار باش اين بگفت سيلاب اشگش به صورت روان گرديد و اين اشعار بگفت . و اللّه ما هب نسيم الشمال * الا تذكرت ليالى الوصال و لا اضامن نحوكم بارق * الا توهمت لطيف الخيال احبابنا ما خطرت خطرة * منكم و من يا من جور الليال رقوا و جودوا اعطفوا و ارحموا * لا بدلى منكم على كل حال * * *