شيخ ذبيح الله محلاتى
224
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
كاد الحسود يذوب مما عانيت * عيناه من فضل لاحمد قد ظهر يا للرجال الا انظروا انواره * تعلو على نور الغزالة و القمر الا يضل احمدا و اختياره * و لقد اذل عدوه ثم احتقر چون زبير بن عبد المطلب اشعار خود را خاتمه داد حمزة بن عبد المطلب اين اشعار بگفت . ما نالت الحساد فيك مرادهم * طلبوا نقوص الحال منك فرادا كادوا و ما خافوا عواقب كيدهم * و الكيد مرجعه على من كادا ما كل من طلب السعادة نالها * بمكيدة اوان يروم عنادا يا حاسدين محمدا يا ويلكم * حسدا تمزق منكم الاكبادا اللّه فضل احمدا و اختاره * و لسوف يملكه الوري و بلادا و ليملان الارض من ايمانه * و ليهدين عن الغوى من حادا پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايشان را مشمول الطاف و اشفاق ساخته و از آن وادى كوچ كردند و در منزل ديگر كه گمان آب داشتند آب نيافتند و مردم سخت بهراسيدند . ايجاد نخلستان در وادى بىآب و بيم كردند كه در آنجا از عطش جان بدهند در اين وقت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دستهاى خويش را تا مرفق عريان ساخت و در ميان ريك فروبرد و سر برداشت و خداى را بخواند ناگاه از ميان انگشتان مباركش چشمه بجوشيد و چندان برفت كه كه عباس عرض كرد اى برادرزاده بيم آن است كه اموال ما غرق شود پس از آن آب بخوردند و مواشى را بدادند و مشكها را پرآب كردند در اين هنگام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از ميسره خرما طلب كرد و او طبقى بنهاد آن حضرت تناول نمود و خستوى او را در خاك پنهان نمود عباس عرض كرد اى پسر برادر اين كار را چه حكمت باشد فرمود مىخواهم نخلستانى در اينجا برآورم و از ثمر آن تناول نمايم عباس را شگفتى گرفت