شيخ ذبيح الله محلاتى
200
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
القصه بعد از سقط فرزند شبانه زينب را كنانه برداشت و از مكه بيرون برد و بزيد بن حارثه سپرد تا بمدينه آورد و چهار سال زينب بىشوهر بماند و هركس او را خواستگار شد پيغمبر اجابت نفرمود آنگاه چنان افتاد كه ابو العاص با جمعى از كفار قريش از بهر تجارت بهسوى شام سفر كردند و هنگام مراجعت آن كاروان را در حدود مدينه مسلمانان غارت كردند ابو العاص از ميان كاروان بگريخت و در گوشهاى پنهان شد نيمهشب بمدينه درآمد و بخانهء زينب در رفت و به او پناه برد بامداد زينب به حضرت پيغمبر آمد و صورت حال را معروض داشت و از بهر ابو العاص امان طلبيد آن حضرت اجابت كرد لكن فرمود او را با خويشتن راه مده كه بروي حرامى و روز ديگر اصحاب را انجمن كرد و فرمود اى مردمان ابو العاص مردى تاجر است اگرچه كافر است است لكن زيان بكس نرسانيده و او را آن بضاعت نيست كه غرامت بتواند كشيد از مال مردم هرچند اين مال امروز حق شما است و لكن من از شما خوشنود شوم كه اموال ابو العاص را رد كنيد به او تا به صاحبانش برساند . اصحاب سخن رسول خدا را بجان و دل بخريدند و آن اموال در نزد هركس بود فراهم كردند و بنزد پيغمبر آوردند تسليم نمودند رسول خدا آن اموال را بابى العاص رد نمود و او را بسوى مكه روانه نمود اما ابو العاص چون اين كرم و كرامت بديد به مكه رفت و مال را به صاحبانش رسانيد و باز بمدينه مراجعت نمود و خدمت رسول خدا بشرف اسلام مشرف گرديد و رسول خدا باز زينب را بنكاح اول به او برگردانيد و ابو العاص از زينب يك پسر و يك دختر آورد آن پسر وفات كرد و آن دختر امامه بود كه ترجمه او بيايد در محل خود زينب در زمان رسول خدا در سال هشتم هجرت وفات نمود در مدينه و ام سلمه و ام ايمن او را غسل دادند و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در وفات او بسيار تاسف خورد و محزون گرديد .