شيخ ذبيح الله محلاتى

193

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

و جاوز و الحد بلطم الخد * شلت يدى الطغيان و التعدى و احمرت العين و عين المعرفة * تزرف بالدمع على تلك الصفه و من سواد متنها اسود الفضا * يا ساعد اللّه الامام المرتضى و الاثر الباقى كمثل الدملج * فى عضد الزهراء اقوى الحجج ور كز نعل السيف فى جنبيها * اتى بكل ما اتى عليها الباب و الدماء و الجدار * و لست ادري خبر المسمار شهود صدق ما بهسا خفاء * سل صدرها خزانة الاسرار أ هكذا يصنع بابنته النبى * حرصا على الملك فيا للعجب زندگانى خواهران فاطمهء زهرا ام كلثوم و زينب و رقية بنت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در ترجمه خواهرش ام كلثوم ياد خواهيم كرد در ذيل ترجمهء مادرش خديجه خلافى را كه ايشان فرزندان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از بطن خديجه مىباشند يا فرزندان خديجه از شوهر ديگر يا فرزندان هاله خواهر خديجه ابن شهرآشوب در مناقب مىفرمايد رسول خدا از خديجه دو پسر و چهار دختر آورد و در قرب الاسناد مىفرمايد خديجة از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قاسم و طاهر و ام كلثوم و رقيه و فاطمة و زينب آورد در زندگانى رقيه كلينى در كافى و قطب راوندى در خرايج و مجلسى در حيوة القلوب بسندهاى معتبر از امام صادق عليه السّلام روايت مىكنند كه مغيرة بن ابى العاص عموى عثمان بن عفان دعوى كرد در روز احد كه من شكستم دندان رسول خدا را و لبهاى مبارك آن حضرت را شكافتم و دروغ مىگفت و دعوى مىكرد كه من حمزه را كشتم و دروغ گفت و در جنك خندق با مشركان به جنگ حضرت آمد و در شبى كه كافران گريخته‌اند حقتعالى خواب را بر او مسلط كرد و بيدار نشد تا صبح طالع گرديد پس ترسيد كه مبادا او را بگيرند فلذا جامهء خود را بر سر پيچيد و به نحوى داخل مدينه گرديد كه كسى او را نشناخت و خود را چنان مىنمود كه مرديست از بنى سليم كه پيوسته از براى عثمان