شيخ ذبيح الله محلاتى

179

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

اثر طبع مالك اذمة النظم و النثر ميرزا محمد باقر جوهرى القزوينى الهروى الاصفهانى المتوفى و المدفن سنه 1240 صاحب طوفان البكاء در جلد اول پارهء از اشعار او را ضبط كرديم در اينجا هم اين قصيده مولوديهء زهراء را از ايشان ياد مىكنيم . برده دلم را ز برم دلبرى * كز غم او گشته‌ام از دل برى ديدهء ايام ندارد نشان * مهر چنين در فلك دلبرى شمس و قمر داده برخسار او * خط كنيزى رقم نوكرى كس نشنيده است كه جنس بشر * به ز ملك باشد حور و پرى خدا گواه است كه دارد بسى * دلبر من بر همه‌كس برترى در برم آمد شبى آن دلنواز * با قد چون سرو رخ انورى گفت ز جا خيز كه امشب گرفت * عالم ايجاد ز نو زيورى خيز بده مژده كه بر روى خلق * باز شد از روضه رضوان درى خيز بده مژده كه شد آشكار * از پس اين پرده مه ديگرى خيز بده مژده كه آمد پديد * از فلك مجد و علا اخترى داد خداوند بختم رسل * از كرم خويش يكى دخترى گوهر درياى نبوت كه كرد * در صدف عصمت خود گوهرى داد خدا بر همهء انبياء * اين زن را رتبهء بالاترى حضرت زهرا كه به خاك درش * زهره شد از چرخ برين مشترى گر پدرش خاتم و او زن نبود * بود يقين لائق پيغمبرى دختر و هرگز نشنيده كسى * بر پدر خويش كند مادرى خواست خدا تا كه تجلى كند * در بشري با صفت داورى داد ظهور آن گهر تابناك * تا كند او را بجهان مظهرى