شيخ ذبيح الله محلاتى

173

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

محجوب نيستند از رسول خدا و ائمه هدي سلام اللّه عليهم . و نيز صدوق روايت كرده از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود هركس كه اراده كرده كه توسل جويد بسوى من و اينكه بوده باشد از او در نزد من نعمتى كه به جهت آن شفاعت كنم او را روز قيامت پس احسان كند باهل بيت من و نيز ايشان روايت كرده‌اند كه رسول خدا فرمود كه هركس صله دهد بيكى از اهل بيت من بقيراطي در اين دنيا من او را پاداش و جزا مىدهم در فرداى قيامت به قنطارى ( قنطار پوست گاو نر پر از طلا را گويند ) . و نيز در من لا يحضره الفقيه بسند معتبر از عبد اللّه بن سليمان حديث كند كه من در خدمت امام صادق عليه السّلام بودم كه ملازم عبد اللّه نجاشى بنزد آن حضرت آمد و نامهء نجاشى را به آن حضرت داد كه در او نوشته بود بسم اللّه الرحمن الرحيم من مبتلى شدم بحكومت اهواز و مستدعيم كه آقاى من و مولاى من حدى چند براى من بيان فرمايد كه بدانم چه چيز مرا در اين عمل به خدا و رسول نزديك مىنمايد و مرا بچه نحو بايد سلوك كرد و زكات مال خود را بكه بدهم و بر كدام كسى اعتماد بنمايم و راز خود را بكه سپارم كه شايد حق‌تعالى به بركت هدايت شما مرا از عقوبت نجات دهد به‌درستى كه توئى حجت خداوند عالميان عبد اللّه بن سليمان گفت حضرت در جواب او نوشت : بسم الله الرحمن الرحيم جناب ايزدى ترا حفظ بنمايد باحسان خود و لطف نمايد به تو بامتنان خود و حمايت نمايد ترا برعايت خود همانا همهء امور در تحت قدرت اوست اما بعد آمد رسول تو بسوى من با نامه‌اى كه ارسال نمودى نامه را خوندم و مقصود ترا فهميدم نوشته بودي كه بحكومت اهواز مبتلا شده‌اى از اين خبر هم شاد شدم و هم اندوهناك گرديدم اما شادى من به جهت اين است كه شايد حق تعالى بسبب تو فريادرسى نمايد مضطر ترسانى را از آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ذليل ايشان را بسبب تو عزيز گرداند و برهنهء ايشان را بسبب تو بپوشاند و ضعيف ايشان را به تو قوي گرداند و باب لطف تو آتش جور مخالفان را از ايشان منطفى گرداند و اما اندوه من پس كمتر چيزى كه بر تو مىترسم آنست كه يكى از دوستان و شيعيان ما را كار بر او تنك