شيخ ذبيح الله محلاتى
166
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
در بازار به او برخورد و آن سيد را دشنام بسيارى داد و چند سيلى به روى او بزد آن بيچاره روانه شد گفت جدهام فاطمه جزاى ترا بدهد آن ظالم كه اين را بشنيد در غضب شده بملازمان خود گفت آن سيد را برگردانيدند و چند پسگردنى بشدت به او زدند و آن ظالم به او گفت اكنون جدهء تو كتف مرا بيرون آورد روز ديگر آن ظالم تب كرد و در شب كتفهاى او درد آمد و روز دوم ورم شديد كرده ماده بكتفهاى او ريخت روز چهارم جراحان تمام گوشتهاى كتف او را تراشيدند بهنحوىكه سرهاى كتف او بيرون آمد و در روز هفتم جان بقابض الارواح تسليم كرد با آل على هركه درافتاد ور افتاد حكايت سىويكم در پيدا شدن قبض رسيد و نيز در آن كتاب مىفرمايد شخصى مبلغ پنج هزار تومان بخزانهء شاه سليمان صفوى قرضدار شده بود و مىگفت من سندى معين بخزينهدار سپردم كه در موعد معين آن وجه را بپردازم چون سر موعد گرديد بهر نحو كه بود وجه را فراهم كردم و بخزينهدار تسليم دادم چون سند و حجتى كه من داده بودم حاضر نبود قبض گرفتم كه من وجه را پرداختم چون مدتى گذشت آن خزينهدار بمرد و ديگرى بجاى او منصوب گرديد بعد از چند روز سند مرا بيرون آوردند سپس مرا طلبيدند و مطالبهء پنج هزار تومان نمودند من گفتم وجه را پرداختم و قبض رسيد گرفتم گفتند قبض را بياور و اگرنه وجه را بايد بپردازى من به خانه مراجعت كردم و چندانكه اسبابهاى خانه را زيررو كردم اثرى از قبض نيافتم تا يك هفته بجستجو مشغول بودم بالاخره مأيوس شدم هفتهء ديگر محصل شديدى بر من گماشتهاند و من در آن هفته نيز مهلت خواستم و خانهء همسايگان و هركجا كه كوچكترين احتمالى مىدادم تفتيش كردم و قبض را پيدا نكردم در هفته سوم محصلين اعلام كردند با تمام تهديد كه اگر تا يك هفتهء ديگر قبض پيدا نشد ترا بقتل خواهند رسانيد مرا اداء آن وجه ممكن