شيخ ذبيح الله محلاتى

15

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

بود و آن را براى شوهر خود فرستاده بود آن را هم واگذار نمايند و مسلمين براى اينكه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم از حق خود گذشتند و ابو العاص را رها نمودند و آن قلاده را به او رد كردند ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغة از جلد سوم طبع مصر ص 351 گفته كه ابو العاص بن ربيع شوهر زينب در جنگ بدر مسلمين او را اسير كردند چون اهل مكه اسراي خود را فدا مىفرستادند زينب نيز فداى شوهر خود را فرستاد چون آن فدا را بنزد رسول خدا آوردند ديد در ميان آنها قلاده‌اى بود كه خديجه مادر او در شب زفاف به گردن او انداخته بود چون رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم آن قلاده را بديد گريان شد فرمود كار بر زينب سخت شده است كه يادگار مادر را از دست داده است پس از مسلمين درخواست كرد كه آن را بابى العاص رد كنند همه اجابت كردند ابن ابى الحديد گويد چون من اين روايت را در نزد استاد خود ابو جعفر نقيب خواندم گفت ديدى كه ابو بكر و عمر به اين مقام نرسيدند كه خوشنود نمايند فاطمه را بر تقديرى كه فدك از او نبود چه مىشد كه ايشان از مسلمين درخواست مىكردند و همه مىنمود البتّه اگر درخواست مىنمودند احدى با آنها مخالف نبود آيا فاطمه در نزد رسول خدا كمتر بود از زينب و حال آنكه فاطمه سيده نساء عالمين بود بعضى از متعصبين عامه در جواب اين سخن گفته‌اند كه آنچه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم طلب هبه نمود از مسلمين براى زينب در آن روز بدر عدد مسلمين محصور بود بخلاف فدك كه در آن‌وقت عدد مسلمين غير محصور بود و استيهاب از آنها ممكن نبود اما در قصهء ابى العاص بن ربيع استيهاب ممكن بود بواسطهء محصور بودن مسلمين و قلة ايشان . جواب از اين كلام اين است كه اين مطلب منتقض است بحجرات ازواج نبي كه ابو بكر و عمر به ايشان واگذار نمودند و آن حجرات هم از تركه رسول خدا بود و متمكن ساختند دختران خود عايشه و حفصه و سائر زنان پيغمبر را در آن و حال آن كه نه نحله و نه ارث ايشان بود بلكه بزعم ابو بكر و عمر از مال همه مسلمين بود و بايد