شيخ ذبيح الله محلاتى
131
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
حكايت نهم ( زنى كه مسائلى از فاطمه ( ع ) سؤال كرد و اخبارى در فضيلت آن معصومه ) در تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام مىفرمايد زنى بر صديقهء طاهره وارد شد چند مسئله سؤال كرد چون عدد مسائل او بده رسيد و همه را فاطمه جواب فرمود ديگر خجالت كشيد كه سؤال كند عرض كرد يا سيدتى شما را ديگر بمشقت نيندازم آن حضرت فرمود باكى نيست هرچه مىخواهى سؤال كن آيا اگر كسى اجاره بدهد نفس خود را باينكه بار سكينى را بالاى بام برد و در مقابل صد هزار دينار اجرت بگيرد بر او سنگين است آن زن گفت نه فاطمه ( ع ) فرمود من براى هر مسئله كه به تو ياد مىدهم اجر من بيشتر است از آنكه از زمين تا عرش اعلا پر شود از لؤلؤ پس سزاوار است كه بر من سنگين نباشد و من از پدرم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه علماء از شيعيان ما محشور شوند به اندازه و مقدار علم آنها و سعى ايشان در ارشاد عباد اللّه و بر آنها خلعتها و حلهاي نور بپوشانند و بسا باشد كه يكى را هزار حله بپوشانند از حلهاى نور . در عاشر بحار از رسول خدا حديث كند كه فرمود جبرئيل بر من نازل گرديد و عرض كرد يا رسول اللّه چون فاطمه دنيا را وداع گويد و او را در قبر گذارند دو ملك از او سؤال كنند كه پروردگار تو كيست مىفرمايد خداى عز و جل ، گويند پيغمبر تو كيست مىفرمايد پدر بزرگوارم ، گويند ولى تو كيست مىفرمايد اين بزرگوارى كه در كنار قبر من ايستاده است و خداى عز و جل جمعى از ملائكه را بر دخترم فاطمه موكل گردانيده است كه او را از پيش رو و از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپ محافظت مىنمايند و در حال حياة و هنگام مرك بر او بسيار صلوات مىفرستند و همچنين بر پدرش و شوهرش و دو فرزندانش و آنكس كه بعد از مرك مرا زيارت كند مثل اين است كه در حال حيوة مرا زيارت كرده باشد و آنكس كه دخترم فاطمه را زيارت كند مثل اين است كه مرا زيارت كرده است و آنكس كه على را زيارت كند مثل اين است كه فاطمه را زيارت