شيخ ذبيح الله محلاتى

13

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

مالك بن اوس روايت كرده‌اند در باب منازعه عباس با امير المؤمنين در ميراث رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم عمر گفت ابو بكر از رسول خدا روايت كرد نحن معاشر الانبياء لا نورث شما او را كاذب و محيل و گناهكار و خائن مىدانستيد و من هم همين را گفتم شما مرا كاذب و محيل و گناهكار و خائن مىدانستيد پس باعتراف علماء اهل سنت امام معصوم و آن مخدرهء معصومه ابو بكر و عمر را ظالم مىدانستند . هفدهم اين روايت مجعولهء ابى بكر نحن معاشر الانبياء لا نورث ما تركناه صدقة پس بايد از زمان آدم تا زمان حضرت خاتم الانبياء اين حكم معروف و مشهور باشد چون امرى است بر خلاف عادت كه فرزندان انبياء ارث نمىبرند زيراكه عادت قطعية بين الناس قديما و حديثا بر اين جاري شده است كه امر غير معهود را كه تازگى داشته باشد آن را نقل مىنمايند خصوصا با توفر دواعى بر نقل آنچه آنكه تركة انبياء از بابت تيمن و تبرك از البسه و اساس البيت ايشان كه حق همه مردم است بقول ابى بكر اهتمام بسيار در ضبط و حفظ آن دارند و يدا بيد نقل مىفرمودند حكايت آن را و حال آنكه از هيچيك از امم سالفه احدى نقل اين مطلب ننموده و ديگر آنكه چرا ابو بكر و عمر اموال رسول خدا را از البسه و اثاث البيت و شمشير و اسب و استر و ناقه و سائر چيزها را از فاطمه مطالبه ننمودند و چرا حضرت فاطمه و امير المؤمنين با آن مقام عصمت و طهارت در آنها تصرف كردند اگر پيغمبر ارث نمىگذارد بقول ابى بكر بر امير المؤمنين واجب بود همه را تسليم ابو بكر بنمايد پس كذب ابى بكر مثل آفتاب روشن گرديد و جاى شك و شبه در ظالم بودن شيخين از براى منصف باقى نماند . هجدهم آنكه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم تأكيد و اهتمام در امر وصيت فرموده كه بر هر شخصى لازم است كه هرگاه آثار مرك در خود مىنگرد وصيت بنمايد در اموالى كه بايستى به غير اهل و اولاد او برسد تا اينكه اولاد او تصرف در حقوق و اموال مردم ننمايند پس اگر اموال رسول خدا تركهء غير بود يعني مال مسلمانان بود لازم بود بر آن حضرت كه در حضور جمعى از مسلمين استشهاد نمايد اين مطلب را در اين صورت اگر حديث