شيخ ذبيح الله محلاتى
91
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
در حق برادرم و ابن عمم و دخترم فاطمه مرحمت فرموده خداوند متعال چون فاطمه را بعلى تزويج كرد برضوان خازن جنان امر فرمود كه حركت دهد درخت طوبى را پس آن درخت نثار نمود رقعهاى چند بعدد دوستان اهل بيت من ، و ملائكهء چندى در زير درخت طوبى خلق فرمود تا آن رقعها را بردارند و حفظ نمايند چون روز قيامت بيايد آن ملائكه بيايند در وقتى كه همگى اهل محشر در جوشوخروش باشند آن رقعها را بدوستان فاطمه ( ع ) بدهند كه در هر رقعه زادى از آتش نوشته شده پس برادر من و دختر من باعث آزادى مردان و زنان امت من باشند از آتش جهنم . جهيزهء فاطمهء زهراء ( ع ) ( نا ) ازين پيش مذكور شد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود بهاى زره از براى كابين فاطمه پسنديده باشد هماكنون برخيز و اين درع حطيميه را « 1 » بمعرض بيع درآورده بهاى آن را بنزد من حاضر كن على عليه السّلام آن درع را ببازار آورد و بروايتى عثمان بن عفان به چهارصد و هشتاد درهم بخريد و بروايتى چون عثمان درع را ابتياع نمود و بهاى آن را بداد و درع را مأخوذ داشت ( قال يا ابا الحسن ) ( لست اولى بالدرع منك و انت اولى بالدراهم منى فان الدرع هدية منى اليك على عليه السّلام ) درع را نيز برگرفت و بهاى آن را نيز بكوشه رداى خود بسته به حضرت رسول آورد و در پيش آن حضرت بنهاد و مكشوف نداشت كه اين مبلغ چند است و رسول خدا نيز پرسش نفرمود و دست مبارك فرابرده قبضهء از آن برگرفت و بلال را داد و فرمود از براى فاطمه بهاى غاليه و بوى خوش كن و آنچه بجاى مانده بود ابو بكر را سپرد و فرمود بصلاح و صواب ديد خويش جهاز فاطمه را ساختگى كن و بعضي از اصحاب را فرمان كرد كه باتفاق ابو بكر ببازار شوند و در بيع و شرا با او همدست باشند لكن از صواب ديد او تجاوز ننمايند بروايتى آن زر كه با ابو بكر سپرد دويست درهم بود و بروايتى دو بهره از آن زر را
--> ( 1 ) حطيمية منسوب بقبيله حطمية بن محلوب از قبيله عبد القيس كه زره را نيكو مىساختهاند و گويند وجه تسميه بحطيميه براى اينكه چون شمشير به دو مىرسد شكسته مىشود :