شيخ ذبيح الله محلاتى
76
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
و از آن منزل تا به مكه بيست چهار ميل است و مخصوص بقبيلهء اسلم و هذيل و عامره است در انحال بناگاه جناح غلام حارث بن اميه با هفت سوار برسيدند جناح به حضرت بانك زد و جسارت نمود كه ( يا غدار لا ابا لك ) آيا مىخواهى اين زنان را نجاة بدهى و از ميان ما بيرون ببرى آن حضرت فرمود اگر ببرم چه خواهد شد گفت ترا بهسختى برمىگردانم پس آن جناب مانند شير خشمگين برآشفت و در برابر هودجهاى زنها بايستاد كه جناح رسيد شمشير خود را فرود آورد آن حضرت تيغ او را رد كرده پس از آن همين تيغ را از كف او برآورد بر فرقش زد كه دونيمه شد و بر كتف مركب وى رسيد و اين بيت انشا كرد خلوا سبيل الجاهد المجاهد * آليت لا اعبد غير الواحد سواران ديگر چون جناح را بدينگونه ديدند برميدند گفتند اى پسر ابو طالب از ما بگذر آن جناب فرمود من بسوى پسر عم خويش رسول خدا مىروم هركس با من درآويزد خونش بريزم از عقب هم مستضعفين ملحق شدند و بدون بيم و ترس بفواطم پيوستهاند و دل بوجود آن حضرت به قوت بستهاند و شب تا بصبح در آن منزل با فواطم ثلثه باطاعت و عبادت پروردگار آسودهحال مشغول شدند و اين آيهء كريمه ( فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى ) در شأن على و فاطمه نازل گرديد . بضعهء رسول اللّه آنكه نيست مانندش * از خط الوهيت تا به حد امكانى اوست جزا احمد گل او گلاب احمد گل * من ندانمى او را غير احمد ثانى نفس پاك پيغمبر گر نبودمى نه سرود * حضرت رسول اللّه من اذاها آذانى ( ورود فاطمهء زهراء ( ع ) بمدينه ) ( يص ) آمدن حضرت رسول بمدينهء در شب پنجشنبه اول ربيع الاول سال سيزدهم بعثت بود كه وارد مدينهء شد و در قبا منزل فرمود تا اينكه امير المؤمنين و فاطمه زهرا به او ملحق شدند و در آنوقت از سن مبارك فاطمهء زهراء ( ع ) هشت سال بيشتر نگذشته بود چون وارد مدينه شدند خواستند از براى فاطمه حجرهء بسازد و منزلى ترتيب