شيخ ذبيح الله محلاتى

73

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

درد حب تو بهتر از درمان * زخم مهر تو خوش‌تر از مرحم گر بدى مىكشيد بهر ضياء * خاك پايت به چشم خود مريم اى كه بهتر ز مريمت خواندم * سرش آن به عيان كنم در دم آنكه مريم از او رميدى گفت * من امين حقم ز من تو مرم بهر خدمت بدرگهت مىخواست * اذن چون مردمان نامحرم خلقت هر دو كون بهر تو شد * چون توئى فخر عالم و آدم گر نبودى نبود شمس و قمر * ور نبودى نبود لوح و قلم جفت حيدر حبيبهء يزدان * نور چشم پيمبر خاتم حادثت خوانده‌اند من گويم * شد حدوث تو با قدم همدم نقش‌بند وجود پاك ترا * زد چه نقاش ذوالجلال قلم بسرا پاى انورت ايزد * زد سراپا صفات خويش رقم اينكه بينى سپهر مينا زد * وين شب و روز اشهب و ادهم بخيالى كه باز خواهد يافت * چون تويى را بعرصهء عالم تا كه بر او كند هميشه جفا * يا كه بر او كند هميشه ستم نفشاند به دو بجز اندوه * نچشاند به او به غير از غم تا گرفتار سازدش با درد * مبتلى تا كه سازدش بالم چهره‌اش راز كين كند نيلي * خصم بيدين ز لطمه سيلي بند پنجم داشت ازبس غم گرفتارى * جسته بود از حيات بيزارى هيجده‌ساله زندگانى كرد * همه را با غم و گرفتارى كار او بود سال و مه افغان * شغل او بود روز و شب زارى از پس رحلت پدر شب و روز * خون دل شد ز ديده‌اش جارى نامدش هيچ‌كس بدل‌جوئى * نبدش هيچ‌كس به غم‌خوارى