شيخ ذبيح الله محلاتى
63
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
( ر ) مفضل بن عمر جعفى از حضرت صادق عليه السّلام حديث كند گويد من خدمت امام صادق عليه السّلام عرض كردم كه ولادت فاطمهء زهرا چگونه بوده است فرمود چون رسول خدا حضرت خديجه را تزويج نمود زنهاى مكهء از خديجه دورى مىنمودند و بر وى وارد نمىشدند و سلام نمىكردند و نمىگذاردند كسى بر او وارد بشود پس آن مخدره از تنهائى وحشت كرد و بر حضرت رسول هم مىترسيد كه مبادا صدمه ببيند ازاينجهت هم و غم زيادى بر او مستولى شد چون بفاطمه زهرا حامله شد با وى حديث مىگفت و او را امر بصبر مىكرد و خديجه اين مطلب را از رسول خدا مخفى مىداشت پس آن جناب روزى بر خديجه وارد شد شنيد با كسى سخن مىگويد فرمود اى خديجه با كدام كس سخن مىگفتى خديجه عرض كرد اين جنين كه در رحم من است مونس من است و با من حديث مىگويد فرمود اى خديجه اين جبرئيل است مرا مژده مىدهد كه اين جنين دختر است و آن نسل طاهره و ميمونه است و خداوند سبحان نسل مرا از وى قرار مىدهد و از آن امامان مىآورد كه خليفهاى خدا در روى زمين بعد از انقضاى وحى باشند پس خديجهء با فاطمه همين طريق بود تا زمان ولادتش نزديك شد پس فرستاد نزد زنهاى قريش كه نزد من بيائيد و مرا در اين كار اعانت كنيد از آنكه زنان را در اينگونه امور اعانت كردن لازم است آنها در جواب پيغام دادند چون تو در قبول محمد نافرمانى ما كردى امر و خواهش ما را قبول نكردى و محمد يتيم را خواستى با آنكه يتيم ابو طالب عليه السّلام بود و مالى نداشت ما هم از امر تو كناره مىجوئيم و نزديك تو نمىآئيم پس در اين هنگام چهار زن گندمگون گويا از بنى هاشم بودند بر وى وارد شدند چون خديجه آنها را ديد بفزع آمد يكى از آنها گفت اى خديجه اندوهگين مباش ما رسولهاى پروردگار توايم بسوى تو و ما خواهرهاى تو هستيم من ساره و اين آسيه بنت مزاحم رفيقه تو هست در بهشت و اين مريم دختر عمران است و اين كلثم خواهر موسى ابن عمران است خداوند ما را فرستاده است تا ترا اعانت كنيم پس يكى بدست راست نشست و يكى بدست چپ و يكى در برابر و يكى در پشتسر خديجه نشست پس فاطمه پاك و پاكيزه از رحم خديجه به زمين آمد و چنان نورى از وى ظاهر شد كه خانهاى مكه را فراگرفت و در شرق و غرب زمين موضعي نماند مگر اينكه آن نور در او داخل