شيخ ذبيح الله محلاتى
286
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
فتح مكه خون او را هدر كرد و مىگويد چون اين حديث را خواندم نقيب گفت هرگاه رسول خدا خون هبار را هدر كرد به جهت ترسانيدن زينب ظاهر اين است كه اگر رسول خدا در حيوة بود مباح مىكرد خون كسى كه فاطمهء را ترسانيد و فرزند او را هلاك گردانيد ابن ابى الحديد گويد من به نقيب گفتم كه اين حديث را از تو نقل كنم كه فاطمهء را ترسانيدند و فرزندش محسننام را سقط كردند نقيب تقيه كرد و گفت من در اين باب توقف دارم . و هفتم طبرى سابق الذكر در تاريخ خود « 1 » از عبد الرحمن بن عوف حديث كند كه ابو بكر هنگام مرگ گفت سه كار كردم و اىكاش نكرده بودم تا آنكه گويد ( وددت اني لم اكشف بيت فاطمه و إن كانوا قد اغلقوا على الحرب ) يعنى دوست داشتم كه من كشف بيت فاطمه نكنم و كسى را بر در آن خانه نفرستم اگرچه با من محاربه مىكردند و كار به جنگ و جدال مىكشيد و مراد به اين كشف يعنى اىكاش عمر را با جماعتى نمىفرستادم كه به آن آستان ملكپاسبان هجوم نمايند و بىاذن فاطمه ميان خانه بريزند و اين روايت را ديگران از اعلام سنيه نقل كردهاند مثل ابن قتيبة در الامامة و السياسته « 2 » و مسعودى در مروج الذهب « 3 » و ابن عبد ربه در عقد الفريد « 4 » و ديگران همه اين مطلب را نوشتهاند . هشتم احمد بن عبد العزيز جوهرى بنا بر نقل ابن ابى الحديد در كتاب سقيفه از سعد بن ابي وقاص روايت كرده كه مقداد با جماعتى جمع شدند در خانهء فاطمه كه با وى بيعت نمايند عمر آمد كه آتش در خانه بزند زبير با شمشير برهنه بيرون آمد و حضرت فاطمه بيرون آمد و مىگريست و مردم را نهى مىكرد . نهم عمر بن شيبه كه از مشاهير و معتبرين سنيه است در تاريخ خود بنا بر نقل ابن ابى الحديد چنين روايت كرده كه عمر با جماعت بسيار از مهاجرين و انصار به خانه فاطمه آمد و گفت و الذى نفسي بيده لتخرجن الى البيعة أو لأحرقنّ عليكم البيت دهم ابو العباس محمد بن يزيد بن عبد الاكبر الازدى الثمالى النحوى اللغوى الموثوق
--> ( 1 ) ج 2 ص 619 ( 2 ) ج 1 ص 13 ( 3 ) ج 1 ص 414 ( 4 ) ج 3 ص 68