شيخ ذبيح الله محلاتى

276

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

در روز غدير برخيزد و اداى شهادت بنمايد دوازده نفر برخواسته‌اند و اداى شهادت نمودند زيد بن ارقم گويد من كتمان شهادت نمودم و در اثر اين كتمان از هر دو چشم نابينا شدم بالجمله امير المؤمنين اين‌گونه احتجاجات بسيار نمود و آنچه رسول خدا در هر مقام در نص خلافت او و وصايت او فرموده بود به ياد مردم آورد و ايشان گفته‌اند چنين است كه تو گوئى . مكشوف باد كه بسط كلام و كثرت اهتمام و تحمل چندين زحمت و ذلت كه امير المؤمنين عليه السّلام بر خويشتن نهاد براى طلب سلطنت و خلافت نبود بلكه افسوس مىخورد براى امت كه دچار ضلالت شدند و غم آنها را داشت كه در گرداب كورى و گمراهى افتادند كه بعد از آن‌همه رنج و شكنج كه رسول خدا تحمل نمود و آن‌همه دادمردى و مردانگى كه على عليه السّلام در جهاد داد تا مشركان راه بكوچهء اسلام نزديك كردند و سالك وحدت شدند و كافران كلمه توحيد بر زبان جارى ساخته‌اند سپس يكباره از دين بدررفته‌اند و جلباب كفران بپوشيدند و در انهدام قواعد اسلام بكوشيدند انبياء و اولياء كه در محبت امت مهربان‌تر از پدر مهربان بر فرزند صالح‌اند چگونه در چنين احدوثه و فتنهء بزرك اندوهگين نباشند لاجرم آن حضرت در اتمام حجت و تنبيه امت چند كه توانست خوددارى نفرمود . اكاذيب ابو بكر خلاصه ابو بكر سخت بترسيد كه مبادا روى مردم از وى بگردد و آن حضرت را نصرت كنند گفت يا على آنچه گفتى همه صحيح است و سخن به راستى نمودى و ما همه را از رسول خدا شنيديم و از بر كرديم و لكن رسول خدا بعد از آن فرمود ما اهل بيتى هستيم كه خداى متعال ما را برگزيد و گرامى داشت و از براى ما اختيار كرد سراى آخرت را و نبوت و خلافت از براى ما جمع نمىشود على عليه السّلام فرمود هيچيك از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جز تو اين حديث را شنيده عمر گفت اينك من حاضر بودم و شنيدم خليفهء رسول خدا دروغ‌گو نيست ابو عبيده و سالم مولى ابى حذيفة و معاذ بن