شيخ ذبيح الله محلاتى
262
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
همچنان كشانكشان به مسجد آوردند خالد بن وليد و ابو عبيدة و سالم مولى حذيفة و معاذ بن جبل و مغيرة بن شعبة و اسيد بن حضير و بشير بن سعد و ديگر مردم از مهاجر و انصار در نزد ابو بكر بودند على عليه السّلام فرمود ( اما و اللّه لو وقع سيفى فى يدي لعلمتم انكم لم تصلوا الى هذا ابدا و اللّه ما الوم نفسى فى جهادكم و لو كنت اتمكن من اربعين رجل لفرقت جماعتكم و لكن لعن اللّه اقواما بايعونى ثم خذلونى ) فرمود اگر تيغ بدست داشتمى و اجازت مبارزت يافتمى بر شما مكشوف مىافتاد كه نيروى اين طغيان نداشتيد و جهاد با شما را واجب مىشمردم اگر چهل كس با من همدست بود لكن خداوند لعنت كند جماعتى را كه با من بيعت كردند آنگاه مرا مخذول گذاشتند اين وقت ابو ذر غفاري از كمال غيرت دست بر دست خويش زد فقال يا ليت السيوف قد عادت بأيدينا مقداد گفت لو شاء لدعا عليهم ربه سلمان گفت مولاي اعلم بما هو فيه اين وقتى بود كه جز اين سه تن هيچكس را در جهان از اسلام و فرمانبردارى بهره نبود امام محمد باقر عليه السّلام فرمود كان الناس اهل رده بعد النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم الا ثلاثة عرض كردند يا ابن رسول اللّه آن سه تن كيانند فرمود سلمان و ابو ذر و مقداد و از پس آن مردم بخويش آمدند و حق على را شناختهاند و اين جماعت آنانند كه آسياى دين كردش مىكند بر ايشان و دست بيعت ندادند تا امير المؤمنين را بعنف بسوى مسجد آوردند ( ذلك قول اللّه عز و جل و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل أ فإن مات او قتل انقلبتم على اعقابكم ) يعنى محمد جز پيغمبرى نيست كه پيغمبران پيش از وى از جهان رفتهاند پس اگر محمد بميرد يا كشته شود از پس او كار ديگرگون كنيد و از دين بيرون رويد . اثر طبع شيخنا العلامة المجتهد حجة الاسلام شيخ محمد حسين اصفهاني تا در بيت الحرم از آتش بيگانه سوخت * كعبة ويران شد حرم از سوز صاحبخانه سوخت شمع بزم آفرينش با هزاران اشك و آه * شد جنان كز دود آهش سينهء كاشانه سوخت