شيخ ذبيح الله محلاتى
248
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
شد و روزگار من تاريك گرديد يا ابتاه بعد از تو انيسى نيافتم كه وحشت دلم را بنشاند و سرشك ديده امر برماند بعد از تو محكم تنزيل نابود گشت و مهبط جبرئيل و محل ميكائيل ناپديد گشت كارها ديگرگون افتاد و درهاى گشاده بسته آمد اكنون دنيا را دشمن مىدارم و همواره بر تو مىگريم شوق من بسوى تو نفاد نمىگيرد و حزن من بر تو كاستى نمىپذيرد آنگاه ندا درداد يا ابتاه ( قد انقطعت بك الدنيا بانوارها و زوت زهرتها و كانت ببهجتك زاهرة فقد اسود نهارها فصار يحكى حنادسها رطبها و يابسها يا ابتاه لا زلت آسفته عليك الى التلاق يا ابتاه زال غمضى منذ حق الفراق من للارامل و المساكين و من للامة الى يوم الدّين يا ابتاه امسينا بعدك من المستضعفين يا ابتاه اصبحت الناس عنا معرضين و لقد كنا بك معظمين في الناس غير مستضعفين فاى دمعة لفراقك لا تنهمل و اى حزن بعدك عليك لا يتصل و اى جفن بعدك بالنوم يكتحل و انت ربيع الدّين و نور النبيين فكيف للجبال لا تمور و للبحار بعدك لا تفور و الارض كيف لم تتزلزل رميت يا ابتاه بالخطب الجليل و لم تكن الرزية بالقليل و طرقت يا ابتاه بالمصاب العظيم و بالفادح المهول بكتك يا ابتاه الاملاك و وقفت الافلاك فمنبرك بعدك مستوحش و محرابك خال من مناجاتك و قبرك فرح بمواراتك و و الجنة مشتاقة اليك و الى دعائك و صلواتك ) مىفرمايد اى پدر دنيا بديدار تو با رونق و بها بود و امروز در سوگوارى تو انوار او بريده و گلهاى او پژمرده است و رطب و يابس آن حكايت از شبان تاريك مىكند اى پدر همواره بر تو افسوس و دريغ مىخورم تا هنگام ملاقات يا ابتاه دور شد خواب از چشم من درحالىكه دور مىخواهد فراق را اى پدر كيست ازينپس كه بيوگان و مسكينان را رعايت نمايد و امت را تا قيامت هدايت فرمايد اى پدر ما در حضرت تو عظيم و عزيز بوديم و بعد از تو ذليل و زبون آمديم كدام سرشك است كه در فراق تو روان نمىشود و كدام حزن و اندوه است كه بعد از تو متواتر نمىگردد كدام چشم است كه پس از تو با سرمه خواب مكتحل تواند شد تو بودى بهار دين يزدان و نور پيغمبران چه افتاد كوهسارها كه فرونمىريزد و چه پيش آمد درياها را كه فرونمىرود چگونه است كه