شيخ ذبيح الله محلاتى
239
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
پس خداوند فرمان كرد مرا تا اندازهء اين نقطه از خون او بخورم و اين بهره و نصيب من افتاد و هيچگاه مرا بر روى دشمن كشيده نداشتى جز اينكه فرشتگان بر تو درود فرستادند ) بالجمله فاطمه در سفر حجة الوداع با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود چون از سفر مراجعت فرمود رسول خدا بدر خانهء فاطمه آمد و سورهء اذا جاء را قرائت نمود نالهء زهرا بلند شد زوجات رسول خدا سبب سؤال كردند فرمود رسول خدا خبر مرك خود را به من داد تا اينكه شبى فاطمهء زهراء در عالم رؤيا ديد قرآنى در دست دارد و آن را قرائت مىكند بناگاه قرآن از دست او بيفتاد و مفقود گرديد فاطمه وحشتزده از خواب بيدار شده بنزد رسول خدا آمد چون خواب خود را بعرض رسانيد رسول خدا فرمود اى نور ديدهء من همانا آن قرآن من باشم كه عن قريب از نظر تو مفقود شوم ) و شيخ طوسى در امالى بسند خود از ابن عباس روايت مىكند كه رسول خدا هنگام ارتحال سخت بگريست چندانكه سيلاب اشك از محاسن مباركش درگذشت عرض كردند يا رسول اللّه اين گريه چيست ( فقال ابكى لذريتى و ما تصنع بهم شرار امتي من بعدى كاني بفاطمة بنتي و قد ظلمت بعدى و هى تنادي يا ابتاه فلا يعنيها احد من امتى ) چون فاطمه اصغاى اين كلمات بنمود آغاز گريستن نمود فقال لها رسول اللّه لا تبكين يا بنية فقالت لست ابكي لما يصنع بى من بعدك و لكنى ابكى لفراقك يا رسول اللّه فقال لها ابشرى يا بنت محمد بسرعته اللحاق بى فانك اول من يلحقنى من اهل بيتي ) و نيز خزاز رازى در كفاية النصوص بسند خود از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت مىكند كه چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مريض شد به همان مرضى كه رحلت فرمود فاطمهء زهرا عليها السلام بالاى سر او نشسته اشك مىباريد و صدا را بناله بلند كرد كه رسول خدا ديدهاى حقبين به طرف او باز كرده فرمود اى حبيبهء من چرا ناله مىنمائى و اشك مىريزى عرض كرد يا ابتاه از فراق تو مىگريم كه بعد از تو چگونه بر من مىگذرد رسول خدا فرمود اى فاطمه گريه مكن كه خداوند متعال هفت خصلت بما داده است كه باحدى قبل از ما نداده و بعد از ما هم باحدى نخواهد داد از ماست خاتم النبيين و