شيخ ذبيح الله محلاتى

231

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

روز قيامت شود فاطمه مىآيد و جماعتى از زنان بهمراه او مىباشند خطاب برسد اى فاطمه داخل بهشت شو فاطمه عرض كند من داخل بهشت نمىشوم تا بدانم با فرزند من حسين چه كردند بعد از آن خطاب مىشود اى فاطمه بقلب محشر نظر افكن چون نظر كند مىبيند حسين عليه السّلام كه بيسر بر پا ايستاده در اين وقت فاطمه فريادى چنان از دل پردرد درآورد كه من نيز از فرياد او صيحه مىزنم و فرشتگان از صيحه و نالهء ما صيحه بزنند در اين وقت خشم خداوند قهار شديد مىشود پس فرمان مىدهد آتشى را كه هبهب نام دارد و هزار سال اعداد يافته تا نيرو گرفته و هرگز با رفق آشنا نگشته و هرگز غم از وى بيرون نرفته او را فرمان برسد كه بگيرد قاتلان حسين را و آنان كه تلاوت قرآن كردند و احكام آن را پس پشت انداخته‌اند و به كلى آن را ضايع گذاشته‌اند پس برمىچيند ايشان را و در چينه‌دان خود مىافكند و بانك بر ايشان مىزند و ايشان فرياد بر او مىزنند آن آتش بر ايشان نعره و زفير مىكشد و ايشان از شدت عذاب مىنالند و داد مىزنند و با طلاقت زبان آغاز سخن كنند و عرض كنند اى پروردگار ما از چه جهت ما را قبل از بت‌پرستان به آتش انداختى منادى در جواب ايشان ندا كند كه كيفر عالمان كه مىدانستند و بعلم خود عمل نكردند شديدتر است از جاهلان كه چنين علم نداشتند . و نيز در ثواب الاعمال است كه سند بامير المؤمنين مىرساند كه آن حضرت از رسول خدا حديث كند كه فرمود در روز قيامت ممثل مىشود از براى فاطمه سر حسين درحالىكه آغشته به خون باشد فاطمه چون اين ببيند صيحه مىزند بوا ولداه وا ثمرة فؤاده و از صيحه او فرشتگان مدهوش مىشوند و اهل قيامت ندا كنند اى فاطمه خدا بكشد كشندهء فرزند ترا در آن‌وقت خداى تعالى بفرمايد هرآن‌كس كه اين ظلم بر حسين و فرزندان او كرده است او را عذابي بنمايم كه احدى را چنين عذاب نكرده باشم و در آن‌وقت فاطمه بر شترى سوار بشود كه از ناقه‌هاى بهشت بوده باشد و صفت او اين است ( مدبجة الجنبين واضحة الخدين شهلاء العينين رأسها من الذهب المصفى و عنقها من المسك الاذفر و العنبر خطامها