شيخ ذبيح الله محلاتى
224
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
[ ( 35 ) ] رضايت فاطمه دارقطنى كه از مشاهير اهل سنت است در صحيح خود روايت كرده كه رسول خدا دست دزدى را فرمان داد قطع بنمايند دزد فرياد برآورد كه ديروز اين دست را بشرف بيعت اسلام مىشناختى و محترم مىداشتى امروز بقطع او فرمان مىدهى رسول خدا فرمود اگر هم فاطمه دختر من باشد چون مرتكب چنين امرى گردد حكم خدا را معطل نمىگذارم و حد بر وى جاري مىنمايم چون فاطمه اين سخن بشنيد محزون گشت تا چرا نام او بر زبان پيغمبر با دزدى تو امان رفته در آن حال جبرئيل نازل گرديد و اين آيه بياورد ( لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ ) يعنى اگر شرك بياورى عمل تو ضايع و و باطل خواهد شد رسول خدا نيز از اين كلمه محزون گشت جبرئيل بيامد و اين آيه آورد ( لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا ) رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تعجب كرد جبرئيل نازل شد عرض كرد يا رسول اللّه چون فاطمه محزون گرديد از قول شما اين آيات به جهت دلخوشى و رضايت او نازل گرديد به جهت موافقت فاطمه . [ ( 36 ) ورود و سلام بر فاطمه ] در ناسخ گويد مردى گفت بر فاطمه زهرا وارد شدم ايشان بر من ابتدا بسلام نمودند بعد فرمود چه چيز ترا به اينجا كشانيد آن مرد گفت طلب خير و بركت فاطمه فرمود خبر داد مرا پدرم و اينك حاضر است كه هركس سه روز بر پدر من درآيد يا بر من وارد گردد و سلام كند خداوند متعال واجب مىكند از براى او بهشت را عرض كردم در حيوة شما فرمود بلى و همچنين بعد از وفات همين ثواب را دارد . ( 37 ) اخبار شفاعت و تظلم فاطمهء زهرا ( ع ) در قيامت اخبار بسيار در اين باب وارد شده است و در اينجا به پارهاى از آنها اشاره مىشود ابن شهرآشوب در مناقب از كتاب القواميهء سمعانى و كتاب فضائل الصحابهء زعفرانى و از كتاب ابانهء عكبرى و از كتاب فضائل احمد حنبل و از كتاب اربعين ابن المؤذن كه همهء از اكابر و مشاهير اهل سنتاند باسانيد خود از رسول خدا حديث كنند كه در روز قيامت گاهى كه خلايق در پيشگاه موقف ايستاده مىشوند از وراى حجاب منادى ندا كند ايها الناس چشمها فروخابانيد و سرها به زير افكنيد زيراكه فاطمه دختر محمد عبور مىدهد