شيخ ذبيح الله محلاتى

190

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

[ ( 1 ) صفة فاطمه ] اول صفة فاطمه حاكم نيشابورى در مستدرك از انس بن مالك حديث كند كه گفت از مادرم سؤال كردم از صفة فاطمه گفت « 1 » فاطمه ماه شب چهارده و اگرنه خورشيدى است كه از ابر بيرون آمده شبيه‌ترين مردم به رسول خدا بود . در جلد 2 اعيان الشيعة « 2 » از عطاء بن ابى رياح حديث كند كه فاطمه دختر پيغمبر هنگامى كه آرد خمير مىكرد گيسوان مباركش به طرف ظرف خمير زده مىشد « 3 » در كشف الغمة حديث كند كه واعظى در منبر از فضائل و مزايا و شئونات خاصهء فاطمه را بيان مىكرد در خلال تكلم حال طربى او را دست داد در آن حال اين دو بيت را انشا كرد . خجلا من نور بهجتها * تتوارى الشمس بالشفق و حياء من شمائلها * يتغطى الغصن بالورق جمع كثيرى از مستمعين از شنيدن اين دو بيت لباس خود را بر تن بدريدند و از شنيدن اوصاف فاطمه صداها را بگريه بلند كردند ) و ابن عبد البر در استيعاب بسندهاى متعددى از عايشه نقل مىكند كه گفت من نديدم احدى را كه شبيه‌تر باشد برسول خدا از فاطمه و در بعض أن روايت است كه عايشه گفت من نديدم احدى را كه از فاطمه اشبه حديثا و كلاما برسول اللّه بوده باشد و در بعض روايات بلفظ سمتا و هديا و دلالا مذكور است . و نيز عايشه گويد هرگاه فاطمه وارد مىشد رسول خدا به تمام قامت از پيش پاى او بلند مىشد و او را ترحيب مىگفت و دستهاى فاطمه را مىبوسيد و او را در پيش خود جاى مىداد . صاحب مستدرك بخارى بعد از نقل اين حديث گويد اين حديث صحيح است

--> ( 1 ) فقالت كانها القمر فى ليلة البدر او الشمس كفرت غماما او خرجت من السحاب و كانت بيضاء بضة اشبه الناس برسول اللّه ( ص ) شبها ( 2 ) ص 492 ( 3 ) تعجن و ان قصبتها تضرب الى الجفنة ( و القصبة الخصلة الملتوية من الشعر )