شيخ ذبيح الله محلاتى
185
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
عمل كرد دنيا را با محمد و آل محمد چه كار اگر دنيا در نزد خدا به قدر بال پشه قدرى مىداشت شربتي آب از آن را كافري نمىآشاميد سپس از جاى برخواست و به منزل فاطمهء تشريف برد « نا » از صحيفهء حضرت رضا عليه السّلام روايت كرده كه حضرت على بن الحسين عليه السّلام مىفرمود مرا اسماء بنت عميس حديث كرد كه روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر فاطمه وارد شد و من در نزد فاطمه بودم و او قلادهاى از طلا در گردن داشت كه امير المؤمنين آن را براى او خريده بود از غنيمتي كه بدست آن حضرت آمده بود رسول خدا چون نظرش بر آن قلاده افتاد فرمود اى دختر جان من مغرور نكند ترا حرفهاى مردم تو دختر محمد باشى و بر تو لباس جبابره بوده باشد فاطمه چون اين بشنيد گردنبند را باز كرد و آن را بفروخت و بندهاى بخريد و آن را در راه خدا آزاد كرد رسول خدا از آن مسرور گرديد و احمد حنبل در مسند بروايت ثوبان آزادكردهء رسول خدا چنين حديث كند كه رسول خدا در سفرهاى خود آخر منزلش خانهء فاطمه بود و چون مراجعت مىكرد اول منزلش خانهء فاطمه بود نوبتى از سفر مراجعت كرد پردهاى در باب خانه فاطمه بديد و دو بازوبند نقره به بازوى حسن و حسين بديد لاجرم رسول خدا بازگشت فاطمه چون اين بديد پرده را باز كرد و بازوبندها را گشود در ميان پرده نهاد و بدست حسنين داد كه اين جمله را به خدمت جد خود بريد الخ فاطمه و علم ( نا ) از كتاب عيون المعجزات حديث كند كه عمار ياسر سلمان را گفت ترا از حديثى عجيب خبر دهم سلمان گفت بگو تا چه دارى عمار گفت من حاضر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بودم كه بر فاطمه وارد گرديد چون فاطمه را نظر بر على افتاد ندا كرد يا على بيا نزديك من تا حديث كنم ترا بعلم ما كان و ما يكون و بما لم يكن الى يوم القيمة حين تقوم الساعة و در ناسخ چنين روايت كرده كه فاطمه سلام اللّه عليها عرض كرد يا على