شيخ ذبيح الله محلاتى

170

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

از آن به صورت انسيه حق ترا پرورد * كه شبهه كس نكند مر ترا بجاى رسول اگر مقام رسالت جواز داشت نساء * ترا به حكم وجوب از خدا شدى مبذول هرآنچه از حق بر انبياء بود شامل * بدان عطية وجود تو نيز شد مشمول به پاك‌دامنيت خواست حق كه بستايد * لذاست آيهء تطهير يافت شأن نزول بدست‌بوسى تو آسمان شده دستاس * كه تا به خدمت تو خويش را كند مشغول ز دور باش عفاف تو چشم دشمن كور * كه بر جناب تو در احتجاج بود فضول ترا سزد كه كنى حكم بر زمين و زمان * چه جاى آنكه برى داورى بنزد جهول همين بسست ز بىاعتبارى دنيا * كه حق حق نشود ثابت از گواه عدول به كاست قدر تو از آنكه خواست منكوبت * ز كردگار بكردار خود شد او مخذول اگر نبود قضا بر رضاى تو مأمور * قدر به حكم تو از كار كرديش معزول غرض مدايح تو درخور دهن نبود * فضوليست شود وصف فاضل از مفضول به كحل مدحت تو ديده عروس سخن * ز كلك غافل آگاه دل شده به حصول چرا نام فاطمه در قرآن نيست از عنوان سابق معلوم شد كه آيات بسيارى مأول بفاطمهء زهرا است و عدم تصريح باسم مبارك ايشان در قرآن مانند خفاء معنا است در لفظ و سر مكنون در كلام ملفوظ و اختفاء اسم اعظم در اسماء الحسني و شب قدر در تمام شبها و صلاة وسطى در بين صلوات و ساعة مستجابة در ميان ساعات و اولياء كاملين در خلق و اعمال مقبوله در طاعات و آن حقيقت عصمت فاطمه مظهر اسم ستار است در اسماء و عقل هم حاكم است بر استحسان تستر نام زنان و اسم ايشان مثل حسن تستر مسمى خود و واضح است آنچه تعلق بزن دارد استتار و اختفاء آن ممدوح است اين است كه خود آن مخدره فرمود بهترين زنان آن زنى است كه هيچ مردى او را نبيند و او هيچ مردى را نبيند و اين بيان حكم جامعى است از براى تمام زنان عالم آنچه همه به اين حكم عمل مىنمودند رستگارى و سعادت را درمىيافته‌اند اين جمله بنا بمذاق كسانى باشد كه معتقدند بعدم