شيخ ذبيح الله محلاتى

169

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

و بانوى عصمت و يازده فرزند آن مخدرهء سراپردهء عفت اينان اركان اربعهء قرآنند پس هركس بخواهد از طريق ولايت عصمت كبرى و توسل بهدايات و دلالات فاطمهء زهراء خود را بكعبه مراد كه حقيقت ايمان است برساند مىتواند كما اينكه اگر عبادت جن و انس بنمايد بىولاى فاطمه البتّه سير در وادى برهوت و سلوك طريق هاويه نموده است زيراكه حقيقت جنت و نار مخلوق از اطاعت و معصيت و حب و بغض فاطمه است بلكه غالب معانى قرآن چون نيك بنگرى اوصاف فاطمه است چون آن مستورهء كبري در درجه عبادت و بندگى و كمال اعلى درجه را دارا بوده و هر صفت از صفات ممدوحه كه در قرآن براى هريك از بندگان نيكان و خاصان مذكور و به جهت هريك از انبياء و رسل منظور است آن مخدره عين الكمال و مجموعة الصفات بىمثال است پس ثلث قرآن يا بيشتر مدح و ثناى فاطمه است در اينجا مناسب ديدم چند بيتى از قصيده لاميهء ميرزا محمد صادق طبرستانى متخلص به غافل بنويسم و يازده بيت اين قصيده تحت عنوان كنيهء ام‌الكتاب از اين پيش ياد كرديم نتيجه‌اى كه مرا زين قضيه منظور است * رواست اينكه بموضوع پى برد محمول همىببايد و از نور ديدهء احمد * خداى را نظر آرى بديدگان عقول مگر بنور سپهر رسالت اختر باز * كه بود زهرهء زهرا چه خور بچرخ رسول حجاب بىنظرى از نظر سرافكن دور * كز آفتاب فروزان كند نجوم افول عصا ترانه اگر عفو او بگيرد دست * بقيد عصيان باشند تا ابد مغلول وسيله‌ئى كه بدست است ذيل چادر او است * ز رشته‌اش شود حاصل نهايت مأمول قيام او بقيامت قيامت ديگر است * كه نيست كس را بىاذن او خروج و دخول تبارك اللّه اى فرخجسته مولودى * كه هست گوهر پاكت به نه صدف محمول بمرسلين اگر از حق وسيله شد ارسال * درود حق به تو اندر صحيفه شد مرسول نبى ندانمت اما برتبه همچه نبى * ذوات اشياء بر طاعتت بود مجبول اگر مشيمه عصمت . . . . * خلافت از پس احمد بدى ترا موكول