شيخ ذبيح الله محلاتى
164
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
ضمير جمع مذكر است پس به حمد اللّه بلا كلفة چون آفتاب نيمروز ثابت شد كه اين آيه شريفه در شأن اين حضرات است و بىاطلاعى و تعصب صاحب انسان العيون معلوم گرديد . دوم آنكه دلالت آيه بر عصمت ايشان روشنتر از آفتاب است چون كلمهء انما باتفاق اهل عربيت براى حصر است و مراد باراده اراده تكليفيه نخواهد بود كه عبارت از امر به طهارت از ذنوب و ارجاس باشد چه آنكه در اين معنى همه امت شريكاند و مامور به اين طهارت هستند كه عبارت از تحصيل طهارت ظاهريه و كف نفس از مطلق ذنوب باشد اگر اين باشد البتّه حصر در اين صورت لغو و بىمعنى خواهد بود و اين معنى اختصاص بمؤمنين امت ندارد بلكه همه مكلفين از مؤمنين و كفار و مشركين و فساق و منافقين شريك در اين مطلب خواهند بود و جميع مكلفين مأمور و مورد اين خطاب خواهند بود البتّه . سوم آنكه ظاهر آيه در مقام مدح و منقبت اين جماعت مخاطبين است و اين معنى مشترك مناسب با مدح نخواهد بود قطعا . چهارم آنكه در اكثر روايات چنين است كه رسول خدا اولا استدعا نمود از حق تعالى طهارت اهل بيت خود را و بعد از آن آيه نازل گرديد و اگر مقصود امر به همين معنى مشترك بين جميع خلق باشد منافى با تعظيم و شرافت پيغمبر خواهد بود . پنجم آنكه در اين روايات مذكور است استدعاى ام سلمه و مضايقه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پس اگر مراد معنى مشترك بين جميع امت باشد استدعاى ام سلمه و مضايقة نمودن حضرت رسول اصلا وجهي ندارد . پس از واضح شدن آنكه اراده در آيه بمعنى ارادهء تكليفيه نخواهد بود به اين قرائن مذكوره قطعيه پس لا بد است كه مراد به او ارادهء تكوينيه باشد بمعنى آنكه ارادهاى كه بعد از او فعل حاصل شود و علت باشد از براى مراد كه تخلف علت از معلول نشود لقوله تعالى إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ . و معنى آيه چنين مىشود كه حقتعالي اراده قطعيه نموده كه منزه و پاك گرداند . شما را از جميع قبايح و ذنوب اى اهل بيت پيغمبر پاك گردانيدنى كه به اين اراده