شيخ ذبيح الله محلاتى

141

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

على بگذارى من مىگويم آن كلام را بدون انقطاع ( 27 ) احضار چهار نوع از طعام براى فاطمه ( ع ) منقول از ( مصباح الانوار ) است كه فاطمه مريض شد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بعيادت او آمد و در نزد او بنشست و از حال او پرسش كرد ( فقالت انى اشتهى طعاما طيبا فقام رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم الى طاق فى البيت فجاء بطبق فيه زبيب و كعك و أقط و قطف عنب فوضعه بين يدى فاطمه ) يعنى فاطمه عرض كرد طعامى نيكو مايلم رسول خدا بىتوانى از جاى برخواست و از طاقى كه در خانه بود طبقى فراگرفت و در پيش روى فاطمه بنهاد و آن طبق مملو از مويز و نان خشك و كشك و خوشه انگور بود سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دست بر طبق نهاد و خداى را ياد كرد پس فرمود بخوريد بنام خداوند متعال اين وقت رسول خدا و على مرتضى و حسن و حسين از آن تناول فرمودند ( 28 ) تكلم ناقه با فاطمه ( ع ) ( يص ) فاضل نسفى صاحب تفسير كه يكى از مشاهير علماء عامه است مىنويسد كه ناقهء غضباى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در وقت مردن با فاطمه تكلم كرد و عرض كرد اى دختر رسول خدا اينك بسوى پدر بزرگوارت رهسپار هستم اگر ترا پيغامى و حاجتى هست بفرما فاطمه از اين سخن سخت بگريست و سر ناقه را در دامن نهاد تا اينكه ناقه جان بداد فاطمه عبائي به آن ناقه پيچيد و فرمان كرد تا او را دفن كردند پس از سه روز آن مكان را شكافتند اثرى از او نديدند ) ( نسفى ) بعد از نقل اين خبر گويد تكلم ناقه با فاطمه بعضى از كرامات فاطمه است براى اينكه آن ناقه تكلم نكرد مگر براى فاطمه و براى رسول خدا و آن ناقه با پيغمبر گفت يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم صاحب من يك مرد يهودى بود مرا از خانه بصحرا مىبرد و مىچرانيد و علفهاى صحرا مرا ندا مىكردند كه بنزد ما بيا و از ما تناول نما چه آنكه تو از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىباشى و چون شب مىشد درندگان صحرا بعضى بعض