شيخ ذبيح الله محلاتى
14
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
بر مدح است يا ذم و نهى در آيهء مسطوره اشاره بالقاب مذمومه است كه مدعو از آن كراهت داشته باشد بواسطهء مذمتى كه در آنست و تنابز همان تلقيب است و اكرام و اعزاز مؤمن آنست كه او را بنام نخوانند بلكه بلقب ممدوح او را خطاب كرده تعظيم نمايند و احترام كنند و كثرت اسماء و القاب از براى هركس دليل بر شرف و قدر و علو مقام اوست و هر لقب هم اشاره به وصف مخصوص مشهور آن موصوف است كه از ذكر آن ، موصوف شناخته مىشود و جناب صديقهء طاهره ( ع ) بواسطهء شرافت ذات مقدسش و اوصاف ممدوحهاش در موارد عديده باسم مبارك و لقب شريفى كه حاكى از آن صفت خاصه است بلسان خدا و ملائكه و ائمهء طاهرين خوانده شده و در بعضى از موارد يك معنى را بعبارات و الفاظ مختلفه آوردهاند كه كثرة الاسماء تدل على شرافة المسمى . و در ( كتاب مناقب ) ( و بحار ) اسماء آن مخدره را چنين روايت كردهاند فاطمه ، بتول ، حصان ، حرة ، سيدة ، عذراء ، زهرا ، حوراء ، مباركة ، طاهرة ، زكية ، راضيه ، مرضيه ، محدثه ، حانية ، صديقة ( يص ) بعد از ذكر اين اسماء گويد حقير براى ميمنت خواستم يكصد و سى و پنج لقب مطابق اسم مبارك آن مخدره نام برده باشم و بيست لقب از القاب كه سادات القاب آن بزرگوار است شرح بدهم . بعد تعداد آن القاب را مىنمايد ولى به ترتيب حروف نيست و حقير دوست دارم كه آن القاب را به ترتيب حروف زينت اين كتاب بگردانم : امة الله آية اللّه ابنة الصفوة احدى الكبر اعز البرية آية اللّه العظمى ارومة العناصر ام الائمة بضعة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بقية النبوة بيضاء بضة ، بتول باكية العين برزخ النبوة و الولاية بهجة الفؤاد تفاحة الفردوس التقية ثمرة النبوة ثالثة الشمس و القمر جمال الآباء الجميلة الجليلة