شيخ ذبيح الله محلاتى
137
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
نيكو دوختهاند آيا اى مادر از براى ما جامهء درخور عيد خواهى دوخت فقالت يخاط لكما ان شاء الله فرمود دوخته مىشود انشاءالله چون عيد برسيد جبرئيل دو پيراهن از حلل بهشت بنزد رسول خدا آورد آن حضرت فرمود اى برادر من جبرئيل اين چيست عرض كرد حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام از فاطمهء عليهما السلام جامهء عيد مىخواستند و او در پاسخ فرمود يخاط لكما ان شاء اللّه خداوند نخواست آلايش كذب در سخنان فاطمه راه كند . ( 23 ) نزول مائده در قصهء قطيفه در بحار از كتاب سعد السعود سيد بن طاوس مرقوم داشته كه فرمودند من در تأليف محمد بن العباس بن مروان كه آيات مباركه قرآن كه در شأن امير المؤمنين عليه السّلام و سائر اهل بيت نازل شده جمع كرده در آن تاليف اين حديث را مسندا از ابو سعيد خدري روايت مىكند مىگويد ملك حبشه قطيفهاى كه با طلا بافته بودند براى رسول خدا بهديه فرستادند فقال رسول الله لأعطينها رجلا يحب اللّه و رسوله و يحبه اللّه و رسوله رسول خدا فرمود اين قطيفه را به كسى بدهم كه خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول او را دوست دارند اصحاب رسول خدا گردن كشيدند و نگران شدند كه درخور اين تشريف كدام كس خواهد بود اين وقت رسول خدا فرمودند على كجا است چون عمار ياسر اين بشنيد شتابزده به خدمت امير المؤمنين عليه السّلام آمد و او را از قصه آگهى داده امير المؤمنين به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مشرف شد رسول خدا آن قطيفه را بامير المؤمنين عطا فرمود ( فخرج على الى السوق فنقضها سلكا فقسمها بين المهاجرين و الانصار ثم رجع الى منزله و ما معها منها دينار ) قطيفه سههزار دينار زر سرخ قيمت داشت آن حضرت تا گرفت بجانب بازار رفته و آن را رشتهرشته نمود و بين فقراى مهاجر و انصار قسمت نمود و با دست خالي بجانب خانه رفت روز ديگر رسول خدا او را ديدار كرد فرمود : يا ابا الحسن اخذت امس ثلاثة آلاف مثقال من ذهب فانا و المهاجرون و الانصار نتغدى عندك غدا فقال على : نعم يا رسول اللّه چون روز ديگر شد رسول خدا با جماعت مهاجر و انصار آهنگ سراى