شيخ ذبيح الله محلاتى
122
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
و حاصل ترجمه اين حديث اين است كه راوندى مرسلا روايت مىكند كه از جمله براهين فاطمه زهرا ( ع ) آنكه جماعت يهود عروسى داشتهاند از رسول خدا درخواست كردند كه فاطمه را به او رخصت بدهد تا در آن عروسى شرف حضور پيدا كند حضرت فرمود فاطمه شوهر دارد و اختيار فاطمه با اوست التماس كردند كه شما بعلي بفرمائيد تا او را اجازه بدهد و حضرات يهود چندانكه در قوهء آنها بود از لباسهاى زرباف و اطلس و ديبا و زينتهاى طلا براى خود مهيا كرده بودند و خويش را كاملا به آن زينتها مزين ساخته بودند و چنان گمان مىكردند كه فاطمه با آن چادر وصلهدار و لباس كهنه بر آنها وارد مىشود و او را مورد سخريه و استهزاء قرار مىدهند و شماتت و سرزنش مىنمايند در آن حال جبرئيل حاضر شد با انواع و الوان لباسهاى بهشتى و زينتهاى گوناگون كه هيچ ديده آن را نديده بود اين وقت فاطمه خود را به آن زينتها مزين نمود و لباسهاى بهشتى را دربر فرمود چون بزنان يهود وارد گرديد بىاختيار به سجده افتادند و زمين ادب بوسيدند و تعجبها كردند و به اين سبب جماعت بسيارى از يهود بشرف اسلام مشرف شدند انتهى » و در كتاب « لمعة البيضاء » فى شرح خطبة الزهراء « ص 17 » اين قضيه را به اين عبارت نقل كرده ( و انها اتت من جانب اللّه تعالى بواسطة جبرئيل عشرة انواع من من حلل الجنة و عشرة قطعة من حليها مع مسند و تاج و خدمته في مجلس سرور استدعا ها اليه نساء المنافقين به قصد الاستهزاء و السخرية فتحير الفرق الحاضرة و آمنوا من جهت هذه الكرامة ) از اين عبارت ظاهرست كه جبرئيل براى فاطمه ( ع ) ده قسم لباس و ده رنگ از جواهرات و تاج و تخت و خادمان متعدده از جانب خدا براى فاطمه ( ع ) آوردند و از عبارت قطب راوندى ظاهر است كه اين قضيه در مدينه بوده است و اللّه العالم ( 10 ) نزول مائده در قصه دينار ( يص ) امير المؤمنين عليه السّلام روزى بحجره كه آمد ديد كه فاطمه حسنين را مىخوابانيد ايشان بخواب نمىرفتهاند از غايت گرسنگى فاطمهء طاهره عرض كرد يا ابا الحسن برو قدرى طعام طلب كن كه اين كودكان از گرسنگى بخواب نمىروند