شيخ ذبيح الله محلاتى
115
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
ولداها الحسن و الحسين قال آدم حبيبي جبرئيل أخلقوا قبلى قال هم موجودون فى غامض علم اللّه عز و جل قبل ان تخلق باربعة آلاف سنة اين حديث تمام شد و در بعضى عبارت تاج پدر بزرگوار او و قلاده گردن مباركش شوهر عالىمقدار و دو گوشواره در فرزند او حسن و حسين عليهما السلام ) . ( يص ) در كتاب نزهة المجالس و منتخب النفائس از شيخ عبد الرحمن صفورى شافعى نقل كند كه روزى آدم عليه السلام بحوا و حواء بآدم نگريستند از نيكوئى جمال خويش بشگفت آمدند گفتهاند آيا خداوند سبحان از ما خلقي بهتر خلق كرده پس بجبرئيل وحي رسيد آدم و حوا را ببر بفردوس اعلى و درى از قصرى بروي ايشان بگشا پس جبرئيل قصرى به ايشان عرضة داشت از ياقوت احمر كه در آن تختي از طلا بود و قوائم آن از در سفيد و بر آن جاريهاى نشته با نور و ضياء و حسن و بهاء كه شعاع جمالش بر آن قصر تابنده بود بلكه فردوس را روشن نموده بر سرش تاجى مرصع بجواهر بود و مانند آن جاريه آدم و حوا نديده بودند پس آدم گفت اين جاريه كيست گفت فاطمه زهراء دختر محمد بن عبد اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيد شوهر او كيست فرمود قصر ديگرى از ياقوت بگشا چون گشود ديد كه در آن قبهاى از كافور و تختى از طلا بود و جواني بر آن نشسته كه روي نكويش بهتر از حسن يوسف مىنمود گفت اين است شوهر او على بن ابي طالب ، آدم عليه السلام سؤال كرد آيا فرزندى دارد پس وحى شد از براى او قصري از مرواريد بگشا كه در آن قبهاى از زبرجد و تختى از عنبر اشهب بود و بر آن صورت دو جوان يعنى حسن عليه السلام و حسين عليه السلام مشاهده كرد پس از عزم سابق كه خود را خلقي بهتر مىدانستهاند پشيمان شدند و اختلاف اين دو خبر همان تعدد قصور و تماثيل شريفهء ايشان است پس از اين خبر افضليت فاطمه اطهر بر حواء و غير حواء كالنور على شاهق الطور است احتياج بمطابقه و تساوى ندارد . آدم و حواء هم از وجود تو زادند * گر تو نبودى نبود آدم و حواء تا بقيامت فتد بدام طبيعت * هركه تمناى قدر تو كند انشاء حضرات اهل سنت غافلاند از اينكه علاوه بر احاديث و اخبارى كه بطريق