خانبابا مشار
843
مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي )
مىدانسته است ، و آن بالطبيعه بايستى صبح ازل باشد . . . تاريخ استخلاف باب صبح ازل را على اقرب الاحتمالات و حب ما يدل عليه شواهد القرائن و صرح به فى نقطة الكاف ( ص 243 - 244 ) يك سال قبل از قتل باب و بعد از سقوط قلعهء شيخ طبرسى و قتل جناب قدوسى يعنى در ماه شعبان يا رمضان سنهء 1265 بوده است و صبح ازل در آن موقع نوزدهساله بود بعد از قتل باب در بيست و هفتم شعبان سنهء 1266 ق عموم بابيه چنان كه گذشت بلا استثناء او را بدين سمت شناختند و او را واجبالاطاعه و امر او را مفروض الامتثال دانستند و متفقا در تحت كلمهء او مجتمع گرديدند . صبح ازل در آن اوقات تا واقعه هائلهء مذبحهء طهران كه عمدهء رؤساء و عظماى بابيه در آن وقعه شربت مرگ چشيدند . تابستانها را در حوالى طهران و زمستانها را در نور مازندران مىگذرانيد و تمام اوقات را بنشر و تعليم آثار باب و تشييد مبانى دين جديد مىپرداخت بعد از آنكه در روز يكشنبه 28 شوال 1268 سه نفر از بابيه به قصد قتل ناصر الدّين شاه به طرف او تير افكندند و نتيجهء اين حركت آن شد كه حكومت قريب چهل نفر از مشاهير بابيه را دستگير نموده و بيست و هشت نفر از ايشان را كه اسماء ايشان مشروحا در ناسخ التواريخ و روضة الصفاى ناصرى ذيل ترجمهء مقالهء سياح ص 323 - 334 مسطور و از جملهء ايشان مصنف ما حاجى ميرزا جانى كاشانى بود ) در روز چهارشنبه سلخ ذىالقعدهء سنهء 1268 در طهران باشد انواع عذاب و شكنجه بقتل رسانيدند . صبح ازل كه در آن حين در نور بود فى الفور به لباس مبدل