خانبابا مشار
411
مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي )
در غير جلد اول كتاب نگذاردند شركت كند و او را از ادارهء دار التأليف اخراج نمودند و سوم پدر راقم اين سطور عبد الوهاب بن عبد العلى گليزدرى قزوينى و تا آخر عمر مرحوم عليقلى - ميرزاى مذكور يعنى تا سنهء 1298 ق در تحت نظر آن شاهزادهء فاضل بجمع مواد براى جلد اول نامهء دانشوران هر چهار نفر مذكور مشغول بودند و پس از وفات آن شاهزاده آن اداره و همهء متعلقات آن به حكم ناصر الدّين شاه منتقل شد بمرحوم محمد حسن اعتماد السلطنه كه زبان فرانسه را از قرار مذكور خوب مىدانست ولى از علوم اسلامى و عربيت و تاريخ مسلمين و رجال و امثال آن به كلى بىبهره بود لهذا تمام كارهاى علمى و ادبى اين اداره تا درجهء سست و ضعيف و منحل گرديد و بازار ( استبداد ادبى ) رواج پيدا كرد به اين معنى كه مرحوم اعتماد السلطنه به زور و تهديد وا مىداشت كه فضلائى كه در جزو ادارهء دار التأليف يا دارالترجمه بودند كتابهائى كه خود او موضوع آنها را اقتراح مىكرد تأليف نمايند و بعد خود او آنها را باسم خود طبع و نشر و امضاء مىنمود . مثلا كتاب المآثر و الآثار از باء بسم اللّه تا تاء تمت از آثار قلمى همين صاحب ترجمه مرحوم شمس - العلماء است چه من با سبك تحرير و انشاء او كاملا آشنا هستم و بسيارى از اوقات در حاشيهء كتاب مزبور بعضى از علاوهها و تصحيحات به خط نسخ مليح شبيه بثلث خود آن مرحوم واضحا ديده مىشود . و ديگر جزء اعظم سه جلد مطلع الشمس نيز عينا بانشاء و قلم اوست مگر شرح حال شعراء فارسى و بعضى جزئيات ديگر كه بقلم خود