خانبابا مشار

400

مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي )

با كمال احترام رفتار مىنمودند و مثل سايرين او را باستهزاء و سخريه تلقى نمىكردند و پدر او در مجلس ديگر محرمانه با اسكندر ميرزا از شاهزادگان قاجاريه از اين استنطاق انتقاد متينى كرده و به او گفته بوده است كه اين مرد ادعاى نبوت و رسالت و اتيان بشرع جديدى مىنمايد . و آنها از او مسائل صرف و نحو و معانى و بيان و بديع سؤالات مىكردند . زعيم الدوله گويد پدر او در واقعهء تيرباران باب حاضر و ناظر بوده است و مىگويد در مرتبهء اخير كه به تبريز رفته بودم پدرم مرا بآنجائىكه بدن باب پس از تيرباران آنجا افتاده بود در ميدان تبريز برده درست آن نقطه را و ايوانى را كه باب را با همراهش به آنجا آويخته بودند همه را به من نشان داد و نيز پدرش روز بعد از قتل جسد او را كه به پهلوى چپ افتاده بود و پهلوى راست او اندكى دريده شده بود و شلوار و پيراهنش هنوز بر تنش بوده و در اطراف جسد او جمعى از تماشاچيان بتماشاى آن اوضاع مشغول بوده‌اند ديده بوده است . ( مجلهء يادگار ، سال 15 شمارهء 1 و 2 ص 89 بقلم محمد قزوينى ) . ساير مآخذ : تاريخ جرايد و مجلات ، ج 2 ، ص 230 ، زندگانى شمس العرفاء ، ص 161 1 - جهان‌نماى مهدى يا تاريخ پنج‌هزارساله : . . ، 2 - فرهنگ مهدى ( فارسى و عربى ) : ( شامل هشتاد هزار لغت با شواهد و امثال ) . 3 جلد ، . . ، 3 - مفتاح باب الابواب ( عربى ) : ( تاريخ باب و بابيه و بهائيه و ازليه ) .