خانبابا مشار
361
مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي )
اشتغال بدرس داشت كه هرچه از ولايتش كاغذ براى او مير سيد براى آنكه مبادا متضمن مطلبى باشد كه حواس او را پريشان كند مطالعه نكرده آن را زير فرش خود مىگذاشت . والد او ابو ذر از عاملين حكام و پاكار نراق بود و چنان اتفاق افتاد او را بقتل رسانيدند و خبر قتلش را براى فرزندش نوشتند او همچنان بنحو مرسوم آن كاغذ را نخوانده زير فرش گذاشت چون بستگانش از آمدن او مأيوس شدند . كاغذى مستقيما باستاد نراقى نوشتند كه به او واقعه را اطلاع بدهد و او را بنراق براى اصلاح تركه و ورثه روانه كند . چون ملا مهدى نراقى بدرس حاضر شد استادش را مهموم ديد دليل آن را پرسيد فرمود لازم شده است بنراق به روى براى آنكه پدرت مريض يا مجروح گشته گفت خداوند او را حفظ مىفرمايد شروع بدرس فرمائيد فرمود او بقتل رسيده و امر بعزيمت او نمود . پس نراقى بموطن خود عازم شده و در آنجا بيش از سه روز توقف نكرده معاودت نمود و بدين نحو در تحصيل پشتكار داشت تا به آن مرتبه از علم و سعادت رسيد كه به وصف در نمىآيد . چون از تحصيل فراغت يافت در كاشان متوطن شد و در آنوقت آن شهر از علماء خالى بود ببركت انفاس او شهر كاشان از علماء و فضلاء و كاملين و مرجع و محل مشتغلين مملو گرديد و از مجلس درس او جمعى از علماى اعلام برخاستند . از آقاى بهبهانى و محدث بحرانى و غيرهما روايت مىكند . در سنهء 1209 ق وفات يافت ( فوائد الرضويه ، ص 669 ) . ساير مآخذ : هدية الاحباب ، ص 181 . 1 - انيس التجار در فقه :