خانبابا مشار
680
مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي )
در اوايل سنهء 1322 برادرم ميرزا احمد خان ( حاليه مفتش در ادارهء مالياتهاى غير مستقيم ) كه آنوقت در لندن بود چون شوق مفرط مرا بديدن نسخ قديمهء نادره مىدانست به من نوشت كه بد نيست تا من اينجا هستم سفرى بلندن بكنى و كتابخانهء بزرگ اينجا را تماشا بنمائى و سپس بعد از چند ماه ديگر با هم مراجعت خواهيم كرد من نيز بقول معروف كه كور از خدا مىخواهد دو چشم بينا بلا تأمل پس از وداع ابدى با مادر كه در بيرون دروازهء قزوين با چشمهاى پر از اشك وقتى كه گارى پستى حركت كرد . به من گفت من يقين دارم ديگر روى ترا نخواهم ديد در پنجم ربيع الثانى 1322 ق از طهران حركت كرده از راه روسيه و آلمان و هلند بلندن سفر كردم . پس از مشاهدهء عظمت كتابخانهء آن شهر و تأمل آنهمه كتب نفيسهء نادره از عربى و فارسى و غيره شوق مطالعهء آنها چنان بر من غلبه كرد كه بىاختيار اهل و وطن و خانواده را نمىگويم فراموش كردم ولى موقة ( كه اين موقة تا كنون به بيست سال كشيده است ) خيال آنها را بكنارى بگذارم قريب دو سال در شهر لندن بسر بردم . . . در ماه ربيع الثانى 1324 از لندن بپاريس آمدم و تا اواخر سنهء 1332 در پاريس متوقف بودم . در 14 ذىالحجهء 1333 از پاريس به برلن رفتم و مدت چهار سال و نيم تا ختام جنگ در برلن ماندم . . . در 12 جمادىالآخرهء 1338 ق از برلين بجانب پاريس حركت كردم پس از ورود من به ببرلن چون ذكاء الملك اختلال اوضاع مادى