خانبابا مشار
465
مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي )
مؤثر داشت و نطقهاى خود را بتركى اداء مىكرد و ترجمهء آن در روزنامهء تجدد به فارسى منتشر مىگشت . ميرزا عبد اللّه مستوفى در ( تاريخ زندگانى من ) در جلد سوم شرحى دربارهء قيام وى نوشته و حق مطلب را ادا كرده است . در ذىالحجهء 1328 ق در انقلاب آذربايجان پس از آنكه خانهء او غارت و خراب شد و خود او را كه در منزل شيخ حسن ميانجى مخفى بود كشته و جنازهاش را روى نردبان كوچكى قرار داده نزد مخبر السلطنه والى وقت بردند . و در قبرستان سيد حمزه كه همان مقبرة الشعراء باشد دفن كردند گويا جنازهء شيخ را بعدا از تبريز بكربلا نقل دادهاند و در آن قبرستان نيست ( رجال آذربايجان در عصر مشروطيت ، ص 73 ، تاريخ جرايد و مجلات ، ج 2 ص 105 . گلهاى رنگارنگ ، سال 4 ، شمارهء 11 ) 1 - شرح حال و اقدامات خيابانى : بقلم چند نفر از دوستان او ، از جمله بادامچى ، برلن ، 1304 ش ، سربى ، رقعى ، باهتمام حسين كاظمزاده ايرانشهر ، 64 ص . 2 - نطقهاى خيابانى : گردآورنده حسن فرزاد ، جلد اول ، طهران ، 1323 ش ، سربى ، رقعى ، 128 ص . شيخ محمد بن خير الدّين بن بايزيد ابن غوث گواليارى هندى : ( 906 - 970 ق ) بسلسلهء شطاريه مريد حاجى حميد است . در ابتداى حال تا دوازده سال در دامنهء كوه چنار رياضت شاقه كشيد در غارها مسكن و و از برگ اشجار غذا مىخورد . در علم دعوت رهنما و مقتدا و صاحب تصرف بود .