خانبابا مشار

456

مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي )

را از وصول آن فن نيز در اسرع اوقات فارغ ساختند . اما بواسطهء سعت مشرب و كثرت اختلاط با اهل عيش و طرب پرواى تصنيف و انشاء نداشتند و هرگز هوس درس و افاده بر لوح ضمير و منير ننگاشتند تا روزى بتأييد بخت بيدار بلكه محض عنايت پروردگار بآستان آن قبلهء امانى و آمال يعنى عالىجناب مقرب الحضرة السلطانى شتافتند و باصناف نوازش و مرحمت و انواع التفات و عاطفت اختصاص يافتند بعد از آن امير خسرو نشان خانه‌اى را كه در خانقاه خلاصيه بيمن مقدم شريفش مخصوص بود به آن جناب ارزانى داشته بتأليف و تحرير روضة الصفا امر فرمود . جناب ابوى بتأييد حضرت عزت و بركت توجه امير هدايت منقبت در تصنيف آن نسخهء گرامى شرط جهد و اجتهاد بجاى آوردند و باندك روزگار شش دفتر آن كتاب افادت انتساب را كه در هفت اقليم شبيه و نظير ندارد تمام كردند . . . و دفتر هفتم روضة الصفا بنا بر عدم مسوده صادرات افعال و واردات احوال صاحبقران بىاهمال ناتمام ماند . رجاء واثق و وثوق صادق كه اگر توفيق مساعدت نمايد و مسودات بدست آيد اين بندهء فقير در اتمام آن طريق اهتمام مسلوك دارد . بالجمله امير مخلص‌نواز در ايام تأليف آن كتاب و بعد از آن نيز متعاقب متواتر جناب ابوى مخدومى را بصلات كرامند و انعامات ارجمند مفتخر ساختند و بنا بر آنكه مزاج بر فراج آن جناب غالب بود . امير عالىضمير همواره ايشان را مخاطب گردانيده سخنان هزل‌آميز و كلمات مطايبه‌انگيز بر زبان