خانبابا مشار

442

مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي )

و ابو العباس قصاب از امت شيخ محمد بود و بعد از شيخ حميد ابو محمد را بنشاندند و او در رفتن شيخ رودبارى مىگويد كه : بعد از يك سال از وفات او بسراى او رسيده ديدم او را به زانوى خود تكيه كرده و با انگشت سبحهء خود را مىجنباند و بتوحيد اشاره مىكرد و فضائل او بسيارست . چون همهء علماء اتفاق كردند كه اين كتاب بزرگوار را اكابر دين شرح كنند آنگاه سلطان اسلام فرمود تا او را حاضر آوردند و اين را هم از وى التماس كردند بىتوقف اجابت نمود . . . حضرت محمد جويرى گويد كه چون از خدمت سلطان باز گشتم مدت يك سال گرديدم و بسيارى از كتب عامه كه اساتيد مختلفه در وى بود بيرون بردم و آنچه به قرآن و اخبار موافق بود جمع كردم و هر كلمه تا بر من روشن نگشت از مخبر صادق درين كتاب ننوشتم و او را در يك كتاب جمع كردم و ( قصص الانبياء و سير الملوك ) نام نهادم و آغاز اين كتاب در ربيع الاول سنهء 352 بود . . . پيداست كه اين مقدمه بسيار آشفته و دست خورده است . . . چيزى كه از اين مقدمهء آشفته برمىآيد اينست كه اين كتاب نخست به زبان تازى بوده و آن را در هند بپارسى ترجمه كرده‌اند . نام مؤلف اين كتاب درين مقدمه يك جا محمد جويرى و جاى ديگر ابو محمد جويرى آمده . پيداست كه مراد از اين محمد ( يا ) ابو محمد جويرى همان عارف مشهور اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارمست كه ابن الاثير رحلت وى را در سال 311 ضبط كرده و نامش را ابو محمد احمد بن محمد بن جويرى