خانبابا مشار

413

مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي )

جنادل قبلى شهر اسوان رسيد و آن موضعى مرتفع است كه آب نيل از آنجا به نشيب افتد و پس از معاينه و اختبار و ديدن دو ساحل نيل يقين كرد كه امر بر وفق مراد او نرود و از وعد خويش خجل و شرمنده گشت و از حاكم پوزش خواست و حاكم عذر او بپذيرفت و ازآن‌پس او را توليت بعضى دواوين داد و او از ترس ، نه بر غبت آن شغل قبول كرد و يقين داشت كه تقليد خدمت حاكم غلط است . چه او متلون و خونخوار بود و بىسببى يا به ضعيف‌ترين سبب بسفك دماء مىپرداخت . عاقبت براى نجات خويش حيلتى انديشيد و آن اظهار ديوانگى بود و چون خبر ديوانگى او به حاكم رسيد امر داد تا او را در خانهء وى در بند كردند و پرستارانى به خدمت او گماشت و اموال او را بنام خود او بنواب خويش سپرد و او بدين تظاهر بپائيد تا حاكم بمرد و چند روز پس از وفات حاكم اظهار عقل كرد و از خانه بيرون شد و در قبهء بر در جامع از هر منزل گرفت و مال سپرده به دو باز دادند و بشغل تصنيف پرداخت . وى خطى نيكو داشت و در مدت يك سال در ضمن مشاغل علمى خود سه كتاب اقليدس و متوسطات و مجسطى را به خط خويش مىنوشت و يك‌صد و پنجاه دينار مىفروخت و مئونت سال او همان بود و بدين‌سان در قاهره مىزيست تا در حدود سال 430 يا كمى پس از آن درگذشت . بيش از دويست كتاب از تأليفات او نام برده‌اند . . . و عدسى محدب ذره‌بين از اختراعات اوست و او را بطلميوس دوم گويند . ( لغت‌نامهء دهخدا ص 363 ) ساير مآخذ : معجم المؤلفين ، ج 9 ، ص 225 ، دائرةالمعارف خليلى ، ج 1 ، ص 450 .