الشيخ محمد حسين الأعلمي

75

تراجم أعلام النساء

--> - وقتىكه ثابت شد بدليل چهاردهم كه تحمل شير دادن أطفال بايستى در عهده مادران مهربان باشد نه رجال واز روى دليل پانزدهم محقق شد كه حضانت وكفالت أطفال هم نيز با مادران است ، ومسأله مقدمات حمل ومضيّ مدّت اختلال طبيعت وسنگينى بدن ومدّت طول حمل وخوابيدن أو در بستر نفاس نزد عامهء ناس محتاج بتوضيح ويا تأسيس أصل وأساس نخواهد بود وعلاوة ابتلاء آنها در هر ما هي ده روز يا كمتر به خون حيض كه موجب اشمئزاز وتنفر ناس است چگونه با همهء اين أفعال پر اشكال واشغال دشوار كه طبيعت اين بيچاره را دچار نموده براي أو ممكن باشد فكري در تجارت ويا تأمّلى در خصوصيات صناعت وزير شدن در مملكت ويا أمير بودن وسلطنت ( أيها المعترض بوجوب الحجاب والطالب لكشف النقاب إنّ هذا الدليل منك لشيء عجاب أما تخجل عند أولى البصائر والألباب ) . دليل شانزدهم شيوع فحشاء وكثرت زناست بواسطهء عدم حجاب واين فساد بالاترين مفاسد ومهمترين معايب است - ومخفى نماند التزام اروپائيان بحسب ونسب به درجه‌ايست كه محتاج بيان نيست مخصوصا مملكت انگلستان كه قرار ميد هند اعتبار حسب ونسب را در ضمن حكايات وقصص خود علاوة بر ارتكاز اين معنى در أذهان بزرگان تمرين ميدهند در مدارس كودكان خود را مثل آنكه مىنويسند در كتب درسيّة مدارس أطفال كه در قديم زمان سلطاني بود در نهايت با محبت نسبت به دختر خود مريض شد دختر بمرض سختي ودر اثر همان مرض پدر مهربان را به درد هجران خود مبتلا نمود وبقدري فوت آن دختر بسلطان اثر كرد كه از هر جهت باعث تنقيص عيش وبرهم خوردگى زندگانى وموجبات پريشانى براي پدر فرآهم آمد وزراء عاقل وبزرگان كاملى كه در أطراف بودند روزى بقصد انصراف از شهر خارجش نمودند چون سلطان روانهء بيابان شد بغتة چشمش به دخترى از دخترهاى رعايا وچادر نشينان كه از هر جهت شباهت به دختر خود داشت افتاد جابجا در همان مكان غشيان عارض سلطان گرديد وچون به هوش آمد واين قصّهء پر غصّه كوش‌كش رؤساي مملكت شد براي آنكه موجبات تسليت از جهت سلطان فرآهم آمده باعث مسرّت بزرگان مملكت گرديد به هر نحو كه بود پدر ومادر دختر را خوشنود نموده ودختر را با سلطان بشهر رساندند سلطان براي دختر خانهء مستقل با أثاث ولوازماتش ونوكر -