الشيخ عباس القمي

504

الكنى و الألقاب ( جامعة المدرسين )

يگانه فارس ميدان فرس فردوسى * كه در محاربه غرّيده همچو شير عرين بران زمين كه قدم رانده شخص فطرت أو * سخنوران أزل تا أبد نهاده جبين وقال : اسمه حسن بن إسحاق بن شرفشاه ، ونقل منه هذه الأشعار الّتي تدلّ على تشيّعه : به گفتار پيغمبرت راه جوى * دل از تيرگيها بدين آب شوى چه گفت آن خداوند تنزيل وحى * خداوند أمر خداوند نهى كه من شهر علمم عليّم در است * درست اين سخن گفت پيغمبر است گواهى دهم كاين سخن راز أو ست * تو گوئى دو گوشم بر آواز أو است منم بنده أهل بيت نبي * ستاينده خاك پاى وصى اگر چشم دارى به ديگر سراى * به نزد نبي ووصى گير جاى گرت زين بد آيد گناه من است * چنين است واين رسم وراه من است بدين زادم وهم بدين بگذرم * چنان دان كه خاك پى حيدرم ابا ديگران مر مرا كار نيست * جز اين در مرا هيچ گفتار نيست نبي وعلى دختر وهر دو پور * گزيدم وزان ديگرانم نفور دلت كر براه خطا مايل است * تو را دشمن اندر جهان خود دل است هرآن‌كس كه در دلش بغض على است * از أو خوار تر در جهان‌زار كيست نباشد مگر بىپدر دشمنش * كه يزدان به آتش بسوزد تنش توفّي بطوس سنة 411 « 1 » . الفرزدق أبو فراس همّام بن غالب بن صعصعة بن ناجية بن عقال بن محمّد بن سفيان بن مجاشع بن دارم التميمي 533 الشاعر المشهور ، صاحب جرير ، كان أبوه غالب من سراة قومه ، وامّه ليلى بنت حابس أخت الأقرع بن حابس « 2 » . قال السيّد عليخان - رضوان اللَّه عليه - : كان أبوه من أجلّة قومه وسراتهم سيّد بادية تميم ، وله مناقب مشهورة ومحامد مأثورة . فمن ذلك : أنّه أصاب أهل الكوفة مجاعة فخرج أكثر الناس إلى البوادي فكان هو

--> ( 1 ) مجالس المؤمنين 2 : 609 ( 2 ) راجع الشعر والشعراء : 289 ، وفيات الأعيان 5 : 135 ، الرقم 755 .