الشيخ عباس القمي

463

الكنى و الألقاب ( جامعة المدرسين )

من غير هاء في الآخر بلد بفارس ، ومع الهاء قرية كبيرة من قرى ناحية روىدشت أصبهان « 1 » . العطّار فريد الدين محمّد بن إبراهيم النيسابوري 484 المعروف بالشيخ العطّار ، صاحب الأشعار والمصنّفات في التوحيد والحقائق والمعارف ، وله في مدح أمير المؤمنين عليه السلام : ز مشرق تا بمغرب گر إمام است * على وآل أو مارا تمام است گرفته اين جهان وصف سنانش * گذشته زان جهان وصف سه نانش چنان در شهر دانش باب آمد * كه جنت را بحق بوّاب آمد چنان مطلق شد اندر فقر وفاقه * كه زر ونقره بودش سه طلاقه اگر علمش شدى بحر مصوّر * دراويك قطره بودى بحر اخضر وله في ذمّ الدنيا : باخرد دوش در سخن بودم * كشف شد بر دلم مثالي چند گفتم اى مايهء همه دانش * دارم الحق ز تو سؤالي چند چيست اين زندگانى دنيا * گفت خوابى است يا خيالي چند گفتمش چيست مال وملك جهان * گفت درد سر ووبالى چند گفتم أهل زمانه در چه رهند * گفت دربند جمع مالي چند گفتم أو را مثال دنيا چيست * گفت زالى كشيده خالى چند گفتمش چيست كدخدائى گفت * هفته‌اى عيش وغصه سالى چند گفتم اين نفس رام كي گردد * گفت جون يافت گوشمالى چند گفتم أهل ستم چه طائفة اند * گفت گرگ وسگ وشغالى چند گفتم آرى سزاى ايشان چيست * گفت در آخرت نكالى چند گفتمش چيست گفته عطّار * گفت پنداست وحسن حالي چند توفّي سنة 627 ( خكز ) بعد عمر طويل ، وقيل : إنّه قتل في

--> ( 1 ) راجع روضات الجنّات 5 : 49 - 53 ، الرقم 438 ، بغية الوعاة : 120