عبد الحي بن فخر الدين الحسني
72
نزهة الخواطر وبهجة المسامع والنواظر
الوزير : آن وزيريكه بسى عاقل ودانا باشد * كار أو با همه كس رفق ومدارا باشد مخلص شاه وهواخواه رعايا باشد * اين همه از پى آنست كه زر ميخواهد الرجل العاقل : مرد عاقل كه سوى معركه چون تير رود * گاه مردى وشجاعت ز پى تير رود بي محابا همه تن بر دم شمشير رود * اين همه از پى آنست كه زر ميخواهد الصوفي : صوفي صاف كه در صومعة مسكن دارد * در بغل مصحف وزنار بگردن دارد صلح كل با همه از شيخ وبرهمن دارد * اينهمه از پى آنست كه زر ميخواهد التاجر : تاجرى كو بفشارد بجگر دندان را * از خسيسى ببرد سينه بمالد نان را وقت سودا بفروشد گهر ايمان را * اينهمه از پى آنست كه زر ميخواهد