محمد كاظم بن محمد تبريزي
80
منظر الاولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسي )
- انار الله برهانه - به رحمت ايزدى پيوست و در محلهء شنبغازان به خاكش سپردند . رحمة الله عليه . در بيان احوال سيد عالىتبار آقا سيد مهدى سرخابى « 1 » آن بزرگوار از اجلهء سادات صحيح النسب است . به اتفاق شيخ سعد الدّين محمد حموى و آقا سيد حمزهء حافى كلمهء طيبه بر زبان سلطان غازان جارى نمودند و وى را به شرف اسلام مشرف كردند . « 2 » صاحب روضة الاطهار سبب اسلام سلطان غازان خان را چنين نوشته كه شبى در خواب مىبيند كه پالهنگى در گردن دارد و حضرت شاه ولايت آن پالهنگ را از گردن او برداشت . از خواب بيدار شد كه آيا تعبير اين واقعه چه خواهد بود . به خدمت يكى از مشايخ چرنداب مىرود . چون سلطان ارغون پدر سلطان غازان با وجود كفر ارادات تمام به خدمت خواجه داشت سلطان نيز طريق پدر مسلوك داشته چون خواجه از خواب سلطان خبر داد اعتقادش به اسلام زياده شد . شيخ آهسته مىگويد كه امشب خود امير المؤمنين پالهنگ كفر را از گردن تو برداشت چرا به اسلام درنمىآئى ؟ سلطان دست شيخ را مىبوسد و مىگويد كه چند روز به من مهلت بده كه مصلحت در اين است . بعد از آن به جانب سلطانيه مىرود و در آنجا بر دست اين بزرگواران به شرف اسلام فايز مىگردد . در تواريخ هست كه در آن روز چهارصد هزار كس از سپاه و رعيت از سپاه و رعيت از مرد و زن به سبب اسلام سلطان غازان تبعيت سلطان نموده به اسلام درآمدند و در هيچ زمانى اين قسم قوت در يك روز به اسلام دست نداده است . انشاءالله مفصلا اين مطالب را در روضهء سيم در تلو احوالات غازان خان خواهم نوشت . مجملا سيد بزرگوار از جملهء كملين معارفين است . در سال وفات او اختلاف است
--> ( 1 ) . روضة الاطهار ، ص 103 ؛ روضات الجنات ، ص 155 ؛ تاريخ اولاد الاطهار ، ص 101 . ( 2 ) . تاريخ بناكتى ، ص 454 ؛ تاريخ مغول ، ص 255 .